دوستان به جای 09357795285 شماره جدید 09217354724 رو بگیرید

دوستان به جای 09357795285 شماره جدید 09217354724 رو بگیرید

مقاله دانشجویی

طراحی سایت


مقاله دانشجویی
 
تحقیق پروزه ومفالات دانشجویی
LX:Yahoo Status by RoozGozar.com

نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

لزوم فراگيری نرم افزارهای تخصصی در هر رشته بر هيچ كس پوشيده نيست ، چرا كه نرم افزارهای تخصصی ، ما را در ارائه مقالات علمی ، پروژه‌های تحقيقاتی و حتی در توفيقات شغليمان ياری كرده و مسير پيمايش اين فرازها را بر ما هموار می‌سازند.
رشته‌های پزشكی و شاخه‌های مرتبط با آن به دليل حساسيت در اندازه‌گيری و محاسبات يكی از نيازمندترين عرصه‌ها جهت حضور نرم افزارهای تخصصی است. در زمانه‌ای كه پيرامون تمام پزشكان و متخصصان را ابزارها و تجهيزات تشخيص و درمان فراگرفته است ، نياز به گسترش و اشائه آن‌ها كه بر عهده رشته مهندسی پزشكی است بيش از پيش احساس می‌شود.
در ايــن تـحـقـيــق بــا يـكــی از مهـم‌تـريـن و پـركـاربـرد‌تـريـن و در عيـن حـال يكـی از ناشناخته‌ترين نرم افزارها آشنا می شويم.


Mimics يـک نـرم افزار تخصصی برای رشته‌های پزشكی و خاصه رشته مهندسی پزشكی است كه به وسيله آن می‌توان تصاوير دريافتی از MRI ، CT-Scan ، FMRI را در سه بـرش اصـلـی Axial ، Coronal و Sagittal ارائـه كرد كه به وسيله اين برش‌ها می‌توان تصويری سه بعدی از عضو مورد مطالعه را جهت بارگذاری‌های نيرو و محاسبات مربوط به مقاومت مصالح و استاتيک اعضا به دست آورد.
در نرم افزار Ansys می توان با ترسيم يک شكل ، مطالعات استاتيكی و ديناميكی را انجام داد ولی شكل طراحی شده هيچ‌گاه نمی تواند يک نمونه كامل جهت ساخت و استفاده برای بيمار باشد ؛ چرا كه دقت و ظرافت لازم بر آن صورت نگرفته و خطاهای متعددی بر آن تأثيرگذار بوده است. حتی اگر نمونه طراحی شده دقت بالای بررسی را تضمين كند ، تنها يک نمونه تحقيقاتی اطلاق شده و امكان بهره برداری برای بيماران را نخواهد داشت ؛ چرا كه يک نمونه تحقيقاتی نمی تواند برای تمامی بيماران مورد استفاده باشد. برای مثال يک Implant برای هر بيمار دارای نوع و طراحی متفاوتی است كه بايد متناسب با مشخصات فردی و مناسب وی باشد ، در اين بخش با تصوير برداري از بيمار به وسيله CT-Scan يا MRI و بارگذاری در نرم افزار Mimics می توان مدل سه بعدی متناسب جهت طراحی منحصر به  فرد را بدست آورده و نمونه سه بعدی را جهت حصول جنسيت ، شكل و ... به نرم افزار  Ansys وارد كرد.


در اين مرحله حضور و اهميت نرم افزار بيش از پيش مشهود است.
از جمله توانايی‌های نرم افزار می‌توان به امكان مش بندی در چند نوع متفاوت ، امكان انتخاب لايه های تصوير و نوع داده خروجی از نظر نوع و فرمت ، امكان مشاهده تصوير به صورت همزمان در سه برش مختلف و مشاهده تغييرات هر يک حين انجام Edit ، امكـان حـذف نـويـز در تصـويـر و امكان اجرای هـمــزمــان چـنــديــن فـيلتـر تصـويـری و مشـاهـده تـغـيـيـرات در لـحـظـه بـر مـدل مربوط و ... اشاره داشت.
قــابـلـيــت‌هــای ايــن نـرم افـزار بـه طـراحـی‌هـا محدود نمی‌شود ، چرا كه در انجام جراحی‌هايی چون جراحی عروق و اعصاب و جراحی‌های مغز مثل خارج كردن تومورها از نواحی مختلف مغز و ديگر نقاط بدن نيز كاربرد داشته و جهت بدست آوردن تصوير سه بعدی و دقيق از محل تومور و شكل تومور به كمک پزشكان می‌آيد.
در نرم افزار Mimics می توان بافت نرم ، عــضــلــــه ، عــــروق ، اعـصـــاب و بـــافـــت سـخـــت (استخوان) را به تفكيک از يكديگر بدست آورد و مدل سه بعدي از آن‌ها ترسيم كرد.


بـه عـنـوان جـمع بندی می‌توان فراگير شدن Mimics را يـكـی از چند راه حل موجود جهت افزايش ضريب اطمينان و دقت در تحقيقات و بررسی‌ها دانست و توفيق آن را در عرصه‌های پزشكی به نظاره نشست.

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

رنگ سنج (Colorimeter) يک وسيله الكتريكی است كه غلظت تركيبات مختلف را در محلول‌های رنگی اندازه گيری می‌كند. دستگاه رنگ سنج Klett Biocolorimeter در دهه 1930 ابداع شد. رنگ سنج در حقيقت نسخه ساده فتومتر است. اختلاف كيفيت فيلتر‌های رنگ سنج ، موجب پايين آمدن حساسيت اين دستگاه شده است. از رنگ سنج در آزمايش‌های شيمی بالينی و به طور عمده در تعيين غلظت هموگلوبين خون استفاده می‌شود. رنگ سنج‌ها به وسيله چندين شركت مختلف ساخته شده و شامل انواع مختلف با قابليت تعويض طول موج از طريق تعويض فيلترها و يا تعويض طول موج (حداكثر تا 10 طول موج) از طريق چرخاندن فيلترها امكان پذير است. برخی مدل‌ها متناسب با آب و هوای گرم و مرطوب طراحی شده اند كه در آن ها ، فيلترهای ژلاتينی درون محفظه ای شيشه ای به منظور جلوگيری از رشد قارچ‌ها و يا ايجاد خراش در سطح فيلترها ، قرار گرفته‌اند. در اغلب موارد واژه‌های «رنگ سنج» و «اسپكتروفتومتر» با يكديگر اشتباه گرفته می‌شوند. در اين مبحث ، تلاش بر اين است كه به درک و شناخت صحيح از رنگ سنج و اختلاف آن با اسپكتروفتومتر كمک شود.  

‌رنگ سنج‌ها ممكن است دستی يا نيمه اتوماتيک باشند. هموگلوبينومتر ، يكی از انواع رنــگ سـنــج‌هـای قـابـل حمـل بـوده كـه بـه منظـور انـدازه گيـری مستقيـم و دقيـق غلظـت هموگلوبين بر حسب g/l یا g/dl طراحی شده است.

اصول كار
يک رنگ سنج از فيلترهايی به منظور توليد نور در يک طول موج ويژه بر اساس نوع محلول مورد اندازه گيری استفاده می‌كند. نور رنگی پس از عبور از داخل نمونه و ميزان جذب آن توسط نمونه ، اندازه گيری شده كه به ابزوربنس موسوم است. ابزوربنس طبق قانون بير-لامبرت ، مستقيماً متناسب با غلظت رنگ محلول است. رنگ سنج می‌تواند ميزان ابزوربنس را به طور قابل اعتمادی در محدوده صفر تا 7/0 اندازه گيری كند. 



هموگلوبينومتر
هموگلوبينومتر غلظت هموگلوبين را در خون اندازه گيري می‌كند. اغلب مدل‌های اين دستگاه ، به صورت دستی عمل می‌كنند كه اكثر آن‌ها از باتری به عنوان منبع توليد برق اسـتـفـاده مـی‌كـنـنـد. مـدل‌هـای جـديـدتـر ايـن وسـيـلـه ، مـجـهز به باتری‌های قابل شارژ يا باتری‌های خورشيدی به منظور تأمين برق اين دستگاه هستند. در اغلب اين دستگاه‌ها لازم است كه قبل از اندازه گيری هموگلوبين ، ابتدا نمونه خون رقيق شود. برخی مدل‌ها ، غـلـظـت هموگلوبين خون را از طريق نمونه خون مستقيم و رقيق نشده ، اندازه گيری می‌كنند كه معمولا هزينه آن‌ها نيز گران تر از انواع ديگر است.

اجزا
اجزای اصلی رنگ سنج ، بسيار شبيه به اجزای فتومتر است. رنگ سنج ها ، وسايل ساده‌ای بوده كه به دليل كيفيت پايين تر فيلترهای آن ها ، از حساسيت كمتری برخوردار هستند. منبع نور ممكن است يک لامپ ديودی باشد كه از خود ، يک نور تک رنگ ساطع می‌كند. در برخی موارد ، ممكن است از لامپ‌های تنگستنی يا هالوژنی استفاده شود كه سر راه نور توليد شده توسط آن‌ها يک فيلتر قرار داده می‌شود تا به نور مورد نياز با طول موج مشخص دست يابيم.
بسته به مدل دستگاه ، اجزای زير می‌توانند در رنگ سنج مشاهده شوند: 
1- پنجره نمايش
2- دكمه off/on
3- محفظه كووت
4- دكمه اندازه گيری تست
5- دكمه مرجع
6- دكمـه‌های انتخابی مختلف ديگر از جمله ابــزوربـنــس ، تــرانـسـمـيتنـس (درصـد عبـور نـور) ، كينتيک (در برخی مدل ها)

شـنـاخـت و درک صحيح از دستگاه‌هايی كه برای اندازه گيری غلظت رنگ در يک محلول به كـار مـی‌رونـد ، مـی‌تواند ما را در انتخاب صحيح دستگاه مورد نياز و موارد كاربرد آن ياری كنند. واژه‌هـای «رنـگ سـنـج» و «اسـپـكـتـروفتومتر» در بــســيـــاری از مــوارد بــا يـكــديـگــر اشـتـبــاه گــرفـتــه مـی‌شـونـد. رنـگ سـنـج و اسـپـكـتوفتومتر هر دو می‌توانند در محدوده طول موج مرئی نور (حدود 700-400 نانومتر) كار كنند. در مواردی كه نياز اسـت انـدازه گـيـری شدت رنگ محلول در نور مـاوراء بـنـفـش (طـول موج كمتر از 400 نانومتر) انـجام شود ، يک سری تغييرات بايد در دستگاه رنــگ سـنــج اعـمــال شـود ؛ در صـورتـی كـه بـرای اندازه‌گيری شدت رنگ در اين طول موج توسط اسپكتروفتومتر ، تنها با انتخاب كووت مناسب (از جنس كوارتز) برای اين طول موج ، مشكل حل مـی‌شـود. امـا ايـن دو وسيلـه دارای اختـلافاتی با يـكــديـگــر بــوده كــه در جــدول 1 بـه آن‌هـا اشـاره می‌شود.



الزامات نصب دستگاه
‌برای نصب دستگاه به يک محيط عاری از گرد و غبار و دود نياز است. همچنين دستگاه بايد در معرض نور مستقيم خورشيد نباشد.
دستگاه را روی يک سطح محكم و نزديک بـه خـروجـی بـرق (كـمـتـر از 5/1 مـتـر) قرار دهيد. سيم ‌ارت دستگاه را به زمين وصل كنيد.
‌در صـورت عـدم استفاده از باتری ، از يک ثابت كننده ولتاژ (استابيلايزر) استفاده كنيد.

طريقه استفاده
فقط پرسنل آموزش ديده برای كار با اين دستگاه ، مجاز به استفاده و كار با اين دستگاه هستند. اصول كلی استفاده از اين دستگاه به قرار زير است:
‌دستگاه را به منبع برق وصل كرده و آن را روشن كنيد.
15 دقيقه صبر كنيد تا سيستم نوری و الكترونيكی دستگاه گرم و آماده شود.
‌طول موج مورد نظر را انتخاب كنيد.
‌دكمه وضعيت ابزوربنس را انتخاب كنيد.
‌كووت را با كاغذهای مخصوص تميز كننده عدسی يا با يک پارچه نرم بدون پرز ، تميز كنيد.
‌عملكردهای بلانک ، استاندارد و تست را انجام دهيد.
‌پس از پايان استفاده ، كووت را با آب مقطر شستشو داده و خشک كنيد.
دستگاه را در پايان كار خاموش كرده و آن را بپوشانيد.

نگهداری

نگهداری روزانه
‌هر گونه مايعی كه روی دستگاه و يا اطراف آن ريخته شده باشد ، بايد بلافاصله تميز شود.
‌در پايان كار هر روز ، دستگاه خاموش شود.
محفظه قرار گرفتن كوت را خالی نگه داشته و در مواقعی كه با دستگاه كار نمی شود ، درب محفظه كووت را ببنديد.
‌دستگـاه را در پايان هر روز و پس از استفاده ، به منظور محافظت از گرد و غبار بپوشانيد.

نگهداری در موقع نياز
‌فيوز لامپ سوخته شده را با يک فيوز ديگر طبق مشخصات فيوز كارخانه تعويض كنيد.
‌در صورت خرابی دستگاه ، با يک مهندس بيومديكال واجد شرايط مشورت كنيد.

نگهداری ماهانه
‌سطح جلويی دستگاه بايد با استفاده از يک دستمال مخصوص تميز كردن عدسی تميز شود.

نگهداری هر 6 ماه يک بار
‌دستگاه را به طور چشمی بررسی كنيد تا از اتصال اجزای مختلف دستگاه طبق مشخصات كارخانه ، مطمئن شويد.
‌بــررســی كـنـيــد كــه دكـمــه‌هــا يــا كـليـدهـای عـمـلـكـردی دسـتگاه ، سر جای خود به صورت محكم قرار گرفته اند.
‌از مـحـكـم بـودن پـيـچ‌های دستگاه مطمئن شويد.
‌كابل‌ها و سيم‌های دستگاه را از نظر عدم وجـود پـارگـی يـا چـسبندگی به يكديگر بررسی كنيد.
‌مسير عبور نور را بررسی و تميز كنيد.

نگهداری ساليانه
نـگـهـداری سـالـيـانـه بـايد توسط يک مهندس مـجــرب انـجــام شــود و نـتـايـج آن نـيـز بـه مـنـظـور پيگيری‌های احتمالی بعدی ، ثبت و آرشيو شود.
‌مكان نصب دستگاه را از نظر تأمين ايمنی الكتريكی و فيزيكی بررسی كنيد.
در صورت استفاده از منبع برق ، ولتاژ برق را بررسی كنيد. ولتاژ برق نبايد بيش از 5% ولتاژ مورد نياز دستگاه باشد.
‌از وجود فضای كافی در اطراف دستگاه به مـنـظــور تــأمـيـن فضـای كـافـی بـرای قـرار گـرفتـن كابل‌ها و تهويه مناسب ، مطمئن شويد.
‌بررسی كنيد كه دستگاه در معرض رطوبت زياد ، گرد و غبار ، دمای بالا يا تابش نور مستقيم خورشيد نباشد.
بررسی كنيد كه دستگاه در مجاورت ساير دسـتـگـاه‌هـايـی كـه ارتـعـاش ايـجاد می‌كنند ، قرار نگرفته باشد.

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

امروزه فناوری اطلاعات در تمام زمينه ها رسوخ كرده و چهره بسياری از پديده ها را دگرگون ساخته است. در زمينه پزشكی نيز استفاده از اين فناوری به يک نياز تبديل شده است. نقش پيس ميكر ها در تنظيم ضربان قلب اين گونه است كه ‌در گذشته پيس ميكرها را فقط در موارد مرگبار و براي نجات جان بيماران تعبيه می‌كردند ولی امروزه پيس ميكرها قادر هستند كه علاوه بر افزايش طول عمر ، كيفيت زندگی بيماران را نيز بهبود ‌بخشند. به كمک پيس ميكر غالب بيماران می‌توانند به زندگی عادی خود بازگردند ، كار خود را از سر بگيرند ، از فرزندان و نوه‌های خود مراقبت كنند و حتی به تفريحات و ورزش خود ادامه دهند. همان‌طور كه می‌دانيم وظيفه قلب تحويل اكسيژن و مواد غذائی به تمام ارگان‌ها و بافت های بدن است كه اين كار توسط قلب و با پمپ كردن خون از ريه ها (محل برداشت اكسيژن) به تمام نواحی بدن (محل تحويل اكسيژن) صورت می‌گيرد. سپس خون توسط قلب به ريه ها باز می‌گردد و درنتيجه جريانی به صورت مدار شكل می گيرد كه ما را در طی شبانه روز و برای سال ها زنده نگه می ‌دارد.
پيس ميكرها براساس مدت زمان استفاده به چندين دسته تقسيم می شوند كه به معرفی آن‌ها می پردازيم.

آناتومی قلب و رگ های آن
 
سيستم پيس ميكر موقت
از اين پيس ميكر در مواقع اورژانسی يا به طور انتخابی (قبل از عمل جراحی قلب) و به طور كلی برای دوره های كوتاه مدت (حدود دو هفته) برای افرادی كه نياز به پيس ميكر دارند ، استفاده می‌شود. اين نوع پيس ميكر از راه قفسه سينه و از راه وريدی نصب می‌شود و كه دو نوع است:
الـف) قفسه سينه: به‌وسيله تروكار ، سيم پيس ميكر از راه ديواره قفسه سينه عبور كرده و روی ميوكارد يا داخل ميوكارد بطن راست قرار می‌گيرد. عوارض اين روش ، صدمه به شريان كرونر ، خونريزی و تامپوناد قلبی است.
ب) وريدی: شايع ترين روش استفاده از پيس ميكر موقت است كه از وريد ژوگولار ، سـاب كـلاوين ، براكيال يا فمورال كاتتر پيس ميكر را به طرف دهليز راست هدايت می‌كنند و پس از عبور از دريچه تريكوسپيد در داخل بطن راست قرار می دهند. هدايت كاتتر به وسيله فلورسكوپی انجام می گيرد. بعد از انجام اين تكنيک ، علايم حياتی بيمار و نوار قلب به همراه محل عمل از نظر تورم ، خونريزی و درد بررسی شوند. عوارض آن شامل شكستن كاتتر به علت عدم آگاهی و جابجايی و خارج شدن آن است. همچنين عفـونـت محـل ورود كـاتتـر ، خـونـريـزی محل ورود كاتتر ، آريتمی ، پارگی ميوكارد و پنوموتوراكس است. پيس كردن موقت می‌تواند از طريق داخل وريدی ، اپی كارديال يا پوستی انجام شود. تحريک اندوكارد دهليز يا بطن راست (يا هردو) با كمک الكترود پيس ميكر موقت كه از داخل يک وريد مركزی عبور داده می‌شود ، انجام می‌گيرد.
برای پيس كردن اپی كارديال ، بايستی ليدهای پيس ميكر مستقيماً بر سطح يا داخل اپی كارد (زير ديد مستقيم) قرار داده شود. در پيس كردن از طريق پوست ، با استفاده از الكترودهای قرار گرفته بر سينه بيمار جريانات الكتريكی به قلب فرستاده می‌شود.

قرارگیری پیس میکر در قلب

سيستم پيس ميكر دايمی
زمانی كه بيمار دچار مشكلات غير قابل برگشت قلبی شود يا راه های هدايتی امواج الكتريكی بطن به طور كامل بلوكه شود ، نياز به پيس ميكر دايمی است. اين نوع پيس ميكر از راه قفسه سينه و از راه وريدی نصب می‌شود.
الف) از راه قفسه سينه: در اين روش قفسه سينه بيمار در فضای بين دنده ای پنجم باز شده و سپس الكترود را به اپی كارد بطن چپ بخيه می‌زنند ، سپس ژنراتور پيس ميكر را در ناحيه شكمی كمری زير پوست قرار می‌دهند.
ب) از راه وريدی: در اين روش ژنراتور پيس ميكر در يک محفظه كوچک در بافت زير جلدی ، زير استخوان ترقوه راست يا چپ قرار می گيرد. اغلب پيس ميكر های دايمی از اين طريق قرار داده می شوند. عوارض آن شامل عفونت محل قرارگيری باطری و محل عمل ، عملكرد مختل باطری و قطع تماس الكترود در اثر پيدايش بافت فيبروزه است. پيس ميكر دائم معمولا تحت بی‌حسی موضعی در بدن تعبيه می‌شود. مدار پيس ميكر در جعبه ای از جنس تيتانيوم كه نسبت به هوا و مايعات نــفــــوذنـــاپـــذيـــر اســـت ، قـــرار داده شـــده اســـت. الكترودهای پيس‌‌ميكر دائم به طريق جراحی يا از طـريق وريد در محل خود تعبيه می شوند و ژنراتور پيس ميكر در بافت زير جلد قدام قفسه سينه زير استخوان كلاويكل چپ يا راست تعبيه می‌شود و سپس الكترودها به ضربان ساز متصل می شود. چپ دست يا راست دست بودن بيمار ، شغل و عادات بيمار مشخص می‌كند كه ژنراتور سـمـت چـپ يـا راست كاشته شود و به منظور كاهش مزاحمت در فعاليت های روزانه بيمار ، سمتی انتخاب می‌شود كه اهميت كمتری دارد. بـاتـری هـای لـيـتـيـمـی بـا طول عمری بين 8 الی 12سـال در پـيـس مـيـكـرهـای مـدرن بـه كار برده می‌شود.

پیس میکر دائم

Pacemaker

پيس ميكر خارج جلدی (External Pacemaker)
مــوارد كــاربــرد ايـن نـوع پـيـس مـيـكـر شـامـل آسـيستـول بطنـی يـا ايسـت قلبـی تـا آمـاده شـدن وسايل پيس دايم ، در موارد ممنوعيت گذاشتن پـيـس داخـلـي (دريـچـه تـريـكـوسـپيد مصنوعی ، ضعف سيستم ايمنی ، سپتی سمی و بيماری های خــونــريــزی دهـنــده) ، اخـتــلال در پـيــس دايــم ، پـيـشـگـيـری از آريـتـمـی و ايـسـت قـلبی در حين اقدامات تهاجمی (مثل كاتتريزاسيون قلبی) و مهار تاكی كاردی بطنی است.
روش مطلوب قرار دادن الكترودها در سطح بـدن، وضـعيت قدامي خلفي است كه الكترود مـنـفـي در سـمـت چـپ قـفـسـه سـيـنـه بـيـن زايده گزيفوئيد و خط ميد كلاويكولار قرار می‌گيرد و الكترود مثبت در پشت بيمار در زير استخوان كـتـف چـپ گـذاشـتـه مـی‌شـود. در صـورتـی كه وضـعـيــت فـوق مـقـدور نـبـاشـد ، الـكـتـرودهـا در حالت قدامی قرار داده می‌شود ، به طوری كه الكترود منفی روی خط ميانی زير بغل چپ در چـهــارمـيــن فضـای بيـن دنـده ای قـرار گـرفتـه و الـكـتـرود مـثـبـت در زيـر اسـتخوان ترقوه سمت راســت قـرار مـی‌گـيـرد. ايـن وضـعـيـت بـه دلـيـل تحريک عضله پكتورال چندان مطلوب نيست. نـاحيـه زيـر الكتـرود بـايـد تميز و خشک بوده و مـوهـای بلنـد بـايـد كوتاه شود. حاشيه چسبنده الكترودها به ژل آغشته نمی‌شود زيرا منجر به سوختگی پوست می شود. عوارض آن شامل انقباض عضلات ناحيه ، دردهای ناحيه و سوختگی است.

پیس میکر بطنی

پیس میکر بطنی

Fixed Rate (asynchronous) Pacemaker
اين نوع پيس ميكرها بدون توجه به ريت قلبی بيمار بر اساس يک Rate از پيش تنظيم شده (80 - 70 ضربان در دقيقه) تحريک الكتريكی را انجام می‌دهند. سادگی مدار كه خطـر خـراب شـدن پيـس ميكـر را به حداقل می‌رساند ، ويژگی خوبی برای اين نوع پيس‌ميكرها است. اما اين پيس ميكرها ، ريتم قلبی بيمار را حس نمی‌كنند ؛ در نتيجه احتمـال ايجـاد رقـابـت بيـن ريتـم قلبـی بيمار و ريتم پيس ميكر وجود دارد. اگر پيس ميكرضربان های خود را در روی موج T ضربان قلبی بيمار ايجاد كند ، نتيجه اش V.T يا V.F خواهد بود (پديدهِ R on T.) اين مدل پيس ميكر ها امروزه استفاده نمی‌شوند.

Demand (synchronous , noncompetitive) Pacemaker
با دريافت و تقويت سيگنال ECG از بطن راست ، مشخص می‌شود كه آيا پالسی برای تحريک بطن مورد نياز است يا خير. از طرف ديگر با حس كردن سيگنال R اين ضربان ساز سيگنالی نمی فرستد. نرخ اين پالس ها توسط پيس ميكر پايين تر از نرخ ذاتی توليد ايمپـالـس تـوسـط خـود قلب است. درصورتی كه بيش از زمان مشخص ، سيگنال R دريافت نشود ، پيس ميكر سيگنالی ايجاد می كند كه بطن را منقبض می كند و با دريافت هر سيگنال R از بطن راست ، پيس ميكر  از ابتدا زمان گيری را شروع می كند. مدت زمانی كه پيس ميكر هيچ سيگنالی توليد نمی كند به زمان Refractory Period موسوم است. اين زمان ضرورت دارد ، زيرا بعد از موج R ‌، سيگنال های S ‌و T نيز خواهيم داشت كه اگر پالسی در اين زمان ها ايجاد شود ، باعث ديفيبريلاسيون قلبی می‌شود. اين زمان با توجه به مسايل فيزيولوژيک در بطن حدود 250 الی 300 ميلی ثانيه و در دهليزها در حدود 150 الی 350 ثانيه است.
يک پيس ميكر Demand فقط زمانی تخليه می‌شود كه نرخ ضربان بيمار به كمتر از نرخ پيس ميكر ، افت كند. برای مثال ؛ اگر ژنراتور پيس ميكر Demand بر روی 70 ضربان در دقيقه تنظيم شده باشد ، فقط جريانات الكتريكی خود قلب را حس خواهد كرد و اگر تعداد ضربانات به كمتر از تنظيم پيس ميكر رسيد ، پيس ميكر شروع به ارسال جريانات الكتريكی خواهد كرد. پيس ميكرهای Demand دو نوع قابل برنامه ريزی و غير قابل برنامه ريزی هستند. در پيس ميكرهای غيرقابل برنامه ريزی Rate و output به هنگام ساخت تنظيم می‌شود.

پيس ميكر های تک حفره ای
پيس ميكری است  كه يک حفره قلب (دهليز يا بطن) را كه ليد پيس ميكر در آن تعبيه شده است ، پيس می ‌كند. پيس كردن دهليز با تعبيه ليد پيس ميكر در دهليز راست انجام می‌گيرد. تحريک دهليز ، يک spike بر روی ECG توليد می‌كند كه موج P به دنبالش می آيد. ممكن است پيس كردن دهليز زمانی ‌كه  بيمار آسيب ديده باشد اما راه های هدايتی و بطن ها نرمال باشند. اين نوع پيس ميكر در صورت ايجاد يک بلوک ، بی تأثير خواهد بود. چرا كه نمی‌تواند بطن ها را پيس كند. پيس كردن بطن با تعبيه الكترود پيس ميكر در بطن راست انجام می‌شود. يک پيس ميكر تک حفره ای بطنی ، بطن ها را پيس مـی‌كنـد ، امـا بيمـار نمی‌تواند با ضربان طبيعی دهليز ، هماهنگ شود كه در نتيجه آن ناهماهنگی انقباض دهليز و بطن خواهد بود. به خاطر از دست رفتن هماهنگی دهليز و بطن ، پيس ميكرهای ديمند بطنی به ندرت در بيماری كه SAN سالم دارد استفاده می شـود. بـرعكـس ممكن است پيس ميكر ديمند بطني، براي بيمار دچار فيبريلاسيون دهليزي مزمن استفاده شود. پيس ميكر ديمند بطنی ‌نوع رايج پيس ميكر است. در اين پيس ميكر ، الكترود پيس ميكر در بطن راست تعبيه می‌شود ، بطن حس می شود و پيس ميكر مهاری است. زمانی كه در حين وقفه های تنظيمی پيس ميكر ، دپولاريزاسيون بطنی خود قلب اتفاق بيفتد مهار خواهد شد و زمانی كه دپولاريزاسيون بطنی خود بخودی قلب اتفاق نيفتد پيس ميكر تحريک بطن را با تعداد ضربان از قبل تنظيم شده ، انجـام خـواهـد داد. بـه خـاطر اين‌كه پيس ميكر  نمـی‌تـوانـد فعـاليت دهليز را حس و پيس كند ، موج  در هر جايی از سيكل قلبی می‌تواند ديده شود بدون اين‌كه ارتباطی به كمپلكس  داشته بــاشــد. دفـيـبــريــلاتــورهــای كـاشتنـی بـه وسيلـه پـنـجـمين حرف برای اداره تاكی ديس ريتم ها استفاده می‌شوند. پيس ميكرهای دوحفره ای يا تـک حـفـره ای مـی‌تـوانـنـد تعديل كننده ضربان بــاشـنــد. حــس‌گــرهــای فـعــالـيـتـی و  دو نـوع از شـايـع‌تـريـن حسگرهای مورد استفاده هستند. هنگام پيس كردن دهليز ، ديدن موج  در ممكن است مشكل باشد. (بيشتر پيس ميكرهای تک حفره ای به بطن راست وصل می‌شوند.) ضربان های ثابت پيس و بی توجهی به سطح فعاليت فيزيكی بيمار ، از معايب اين نوع پيس ميكرها است.

پيس ميكرهای دو حفره ای
پـيــس مـيـكـری كـه دهليـز و بطـن را پيـس می‌كند ، دارای سيستم دو ليدی است كه يكی در دهــلــيــــز راســــت و ديــگــــری در بــطـــن راســـت كار گذاشته می‌شود.
ايــن نــوع پيـس ميكـرهـا ، دو حفـره ای نـاميـده می‌شوند. مثالی برای پيس ميكرهای دو حفره‌ای است كه دهليز و بطن راست را به دنبال هم (ابتدا دهـلـيـز و سـپس بطن را) تحريک می‌كند. شبيه فيزيولوژی نرمال بطنی كه سبب می‌شود كمک دهليزها نسبت به پر شدن بطن ها برقرار بماند.
پيس ميكر دو حفره ای نشان می دهد كه دهليز و بطن هر دو پيس می شوند.
هر دو حفره حس می‌شوند و پيس ميكر هر دو پاسخ تحريک و مهار را به كار می‌برد. وقتی كه دپـولاريـزاسـيـون دهليزی در يک فاصله زمانی مـعـيـن كـه مـشـخـص شـده اسـت انـجـام نـگـيرد ، ژنـراتـور دهـلـيـزی ، دهـليز را تحريک می‌كند و دپــولاريــزاسـيــون بــا يــک نـرخ تـنـظـيـمی انجام می شود.

AV Sequential Pacing

سیگنال قلبی ثبت شده در حضور پیس میکر دوحفره ای

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

محفظه‌های بی هوازی و جعبه‌های دستكش امكان كشت و پرورش نمونه ها ، مشاهده رشد ، انجام تست‌های بعدی و گرم كردن نمونه‌ها تحت شرايط بی هوازی را براي پرسنل آزمايشگاه فراهم می‌كنند. باكتری‌های بی‌هوازی مختلف در مقابل تأثيرات  اكسيژن ، ميزان آسيب پذيری‌های متفاوتی دارند ؛ در حالی كه گونه‌های ميكروآئروفيل و تا حدي بی هوازی ، تا حدی می توانند اكسيژن را تحمل كنند اما باكتری های بی هوازی اجباری ، ممكن است حتی بعد از اين كه اندكی در معرض اكسيژن قرار بگيرند ، غيرقابل كشت شوند. فرآيند رنگ آميزی Gram كه نقش مهمی در شناسايی اوليه بی هوازی ها دارد ، باكتری‌ها را به دو گروه تقسيم می‌كند: دسته Gram مثبت و دسته Gram منفی.

محفظه بی هوازی

مــزيــت اصـلــی مـحـفـظــه‌هــای بــی هـوازی و جـعـبـه‌هـای دستكش نسبت به قالب‌های (jar) بی‌هوازی اين است كه تكنسين می‌تواند بدون وارد شـدن اكـسـيـژن هـوا بـه داخـل مـحـفـظـه ، با نـمونه‌ها كار كرده و آن‌ها را ارزيابی كند. يک جايگزين ديگر برای محفظه‌های بی هوازی و جعبه‌های دستكش ، سيستم roll-tube است كه در آن ، ارگانيزم‌ها روی يک لايه از اگار رشد داده مـی‌شـونـد كـه ديواره‌های داخلی لوله تست را می پوشاند. سپس لوله‌ها در يک محيط غنی از دی اكسيد كربن قرار داده می‌شوند. مزيت اين روش اين است كه می توان هر لوله را بدون ايجاد مــزاحـمـت بـرای نـمـونـه‌هـای كـشـت داده شـده اطـراف آن ، بـررسـی كـرد ؛ مشكل اين است كه استفاده از لوله‌ها می‌تواند دست و پاگير باشد و مورفولوژی داخل لوله‌ها ممكن است نسبت به صفحه‌های اگار تمايز كمتری داشته باشند. 
عفونت‌های باكتری‌های بی هوازی اغلب ، مرتبط با آبسه‌های داخلی (مانند داخل شكمی ، كبد ، ريه و مغز) هستند و بيماران عفونی اغلب به شــدت بـيـمــارنــد. بـنـابـرايـن ضـروری اسـت كـه سرعت عامل ميكروبی ايجادكننده بيماری ، كشت شده و شناسايی شود. عفونت‌های بی‌هوازی ممكن است منشاء داخلی يا خارجی داشته باشند. عفونت‌های داخلی ناشی از ارگانيزم‌های بی هوازی هستند كه بخشی از فلور طبيعی انسان هستند و تحت شرايط مناسب ، مانند درمان با آنتی بيوتيک ، سركوب سيستم ايمنی ، يا زخم‌های باز بعد از جراحت ، ايجاد بيماری می‌كنند. عفونت‌های خارجی از ارگانيزم هايی كه بخشی از فلور طبيعی انسان نيستند ناشی می‌شوند ؛ آن‌ها معمولا گونه‌های spore-forming به عنوان مثال از نوع Clostridium هستند كه در خاک ، گياهان و آب يافت می‌شوند. با ايـــن‌حــال بـسـيــاری از عـفــونــت‌هــا عـمــلا نــاشــی از گــونــه‌هــای non-spore-forming بی‌هوازی‌اند ؛ Bacteroides fragilis يک باسيل مرسوم در اين گروه است.

اصول عملكرد
محفظه‌های بی هوازی و جعبه‌های دستكش بزرگ ، پلاستيک روشن ، كيسه‌های غيرقابل نفوذ به وسيله هوا يا محفظه هايی هستند كه از تركيبی از گازهای بدون اكسيژن پر شده اند. آن‌ها معمولا قابی از جنس يک فلز محكم (مثلا استيل ضدزنگ) ، اكريليک يا پـلاستيـک انعطاف پذير (مانند وينيل) دارند. محفظه‌ها مجهز به آستين و جعبه‌های دستكش مجهز به دستكش هستند كه اين‌ها به صورت مهر و موم شده به ديواره محفظه يا جعبه متصل هستند و امكان دسترسی پرسنل به داخل را در عين حفظ بی هوازی بودن محيـط داخل فراهم می‌كنند. هر دو سيستم معمولا يک پورت ورودی قفل هوا به صورت يكپارچه يا مدولار ، همراه با يک پمپ خلا و اتصالات مناسب گاز ، يک جعبه كـاتـاليـزور و مـانيتـور اكسيـژن و تجهيـزاتـی بـراي تسهيـل كشـت دادن و ايـزوله كردن بی‌هوازی‌ها (مانند انكوباتورها ، واحد استريل كردن ، محيط كشت) دارند.
محفظه‌های بی هوازی و جعبه‌های دستكش با چند روش ، انتشار اكسيژن به داخل محفظه را حداقل می‌كنند. مدل‌های با ديواره وينيلی در فشار كمی مثبت عمل می‌كنند تا از ورود اكسيژن جلوگيری شود. محفظه‌های محكم تر ، از تنظيم كننده فشار استفاده می‌كنند تا هر بار كه دستكش‌ها وارد محفظه می‌شوند ، گاز را بيرون دهند. Bubblerها گـاز محفظـه را بـه صـورت حبـاب از طريق يک ظرف آب به بيرون می‌فرستند. يک انـدازه‌گيـر فشـار ديفـرانسيلـی ، فشـار را بـه صـورت اتـومـاتيـک يـا دستـی بـا استفـاده از دريچه‌های برقی كنترل می‌ كند.
قفل مهروموم دو طرفه در يک انتهای دستگاه دسترسی به محفظه را فراهم می‌كند. يک پمپ خلا ، مخزنی از گازهای تركيبی و مخزنی از نيتروژن خالص به اين پورت متصل است. گاز پمپ شده به داخل دستگاه متشكل از تركيبی از نيتروژن ، هيدورژن و دی اكسيدكربن است: 80% تا 85% نيتروژن برای يک محيط بی هوازی پايدار ، 5% تا 10% هيدروژن برای حذف هر مولكول اكسيژنی كه احتمالا در محفظه وجود دارد و 10% دی‌اكسيدكربن برای بهبود دادن رشد ميكروبی. مخزن دوم شامل نيتروژن ارزان تر با درجه تجاری است كه قفل ورودی را پر می كند. (برخی از آزمايشگاه ها ، برای كاهش هزينه‌ها خودشان گازها را تركيب می‌كنند.)
Antechamber بعد از اين كه مواد كشت داخل محفظه قرار داده شدند ، تخليه شده و در قفل می شود. تخليه را می‌توان به صورت دستی انجام داد يا برای كاهش خطا اين كار به صورت اتوماتيک انجام شود. قفل ورود تا فشار 20 اينچ جيوه تخليه می‌شود و دوباره با نيتروژن پر می‌شود ، سپس دوباره خالی شده و پر می‌شود. بعد از سومين و آخرين پر شدن ، قفل ورودی با تركيب نيتروژن/هيدروژن/دی اكسيد كربن پر می‌شود. سپس اپراتور می‌تواند در داخل قفل (كه به سمت داخل محفظه است) را باز كند و مواد را با حداقل آلودگی توسط اكسيژن هوا ، وارد محفظه كند. يک fan ، گازهای داخل محفظه را داخل جعبه‌های كاتاليزور پالاديوم ، گردش می‌دهد كه در آنجا هيدروژن هوا برای از بـيـن بـردن مـولـكـول‌هـای اكـسيژن و حفظ شرايط بی هوازی بودن داخل محفظه ، با كاتاليزور واكنش می‌دهد. اگر هيچ نشتی وجود نداشته باشد و اگر كاتاليزور به اندازه مصرف ، مجدداً توليد شود ، محفظه می‌تواند با تنها مقادير كمی از گازهای ديگر ، در فشار پایينی از اكسيژن نگه داشته شود. مقدار سولفيد هيدروژن و رطوبت توليدشده تعيين می‌كند كه كاتاليزورها با چه فركانسی بايد بازتوليد شوند. نرخ انتشار اكسيژن به داخل محفظه هم روی فعاليت كاتاليزور تأثير دارد. هر چه اكسيژن بيشتر باشد ، نياز است كه كاتاليزور با نرخ بيشتری بازتوليد شود و حجم بالای اكسيژن مانع از عملكرد بهينه كاتاليزور می شود. نفوذپذيرترين ماده به اكسيژن كه استفاده می‌شود neoprene است كه در دستكش‌ها يا آستين‌ها به كار می‌رود. 
اغـلب محفظه‌های بی هوازی انكوباتورهايی دارند كه رشد ارگانيزم‌های كشت داده‌ شده را افزايش می‌دهند. بسته به اندازه دستگاه ، انكوباتور می‌تواند داخل محفظه اصلی قرار داده شود يا به خارج از آن متصل شود. انتخاب ديگر تنظيم دمای كل محفظه با استفاده از جعبه‌های كاتاليزور گرم شده است. جعبه‌ها fan هايی دارند كه هوای مـحفظه را از كاتاليزورهای گرم شده گردش می دهد. برای جلوگيری از رشد مواد آلاينده ، رطوبت داخل محفظه (كه در اثر تبخير آب محيط و واكنش هيدروژن و اكسيژن ايجاد می‌شود) ، با استفاده از جاذب رطوبت ژل سيليكون ، در سطح 50% يا كمتر نگه داشته می‌شود. برای حفظ موثربودن اين خشک كننده ، بايد گاهی اوقات آن را به مدت دو ساعت تا 110 درجه گرم كرد. مواد ديگر جاذب رطوبت هم می‌توانند استفاده شوند ، به شرطی كه با دی اكسيد كربن واكنش ندهند. 
مهم‌ترين فرايند كنترل كيفيت مانيتوركردن شرايط بی هوازی داخل محفظه است. تنها وسيله ای كه قادر است مقدار اكسيژن را در حضور دی اكسيدكربن اندازه بگيرد ، يک آنالايزر اكسيژن است كه به مقادير بسيار كمی از اكسيژن هم حساس است. برخی از آنالايزرها بوروهيدريد سديم (Sodium borohydride) دارند كه اكسيژن آزاد می‌كند. برخی ديگر پودر آهن دارند كه به اكسيژن متصل می شود يا اسيد اسكوربيک دارند كه اكـسـيـژن را جـذب مـی‌كـنـد. روش‌هـای ديـگـر تـشـخـيـص اكـسـيـژن مـانـنـد رنـگ‌های اكسيداسيون حساسيت كمتری دارند.
متيلن آبی (پتانسيل اكسيداسيون (mv11+ و  reazurin) پتانسيل اكسيداسيون mv 42-) شاخص‌هاي بی هـوازی مـرسوم هستند. رنگ‌ها بعد از كاهش بدون رنگ هستند ؛ بعد از اكسيژن‌دار شدن ، به ترتيب آبی و صورتی می‌شوند. اما متيلن آبی در غـلـظـــت‌هـــای اكـسـيــژن ppm200 تــا ppm 300 هـمـچـنـان كـاهـش مـی‌يـابـد كـه هميـن مـوضـوع ممكن است مانع از رشد بی‌هوازی‌های بسيار حساس به اكسيژن شود. Reazurin يک شاخص با حساسيت قابل قبول است ؛ اما بايد مستقيماً داخل محيط باكتريولوژيک گنجانده شود. اين روش‌هــا بـرای آزمـايـشـگـاه‌هـای بـالـيـنـی كـافـی هستنـد ، امـا حسـاسيـت آن‌هـا كمتـر از آنـالايـزر اكسيژن است. روش ديگر براي مانيتور شدت اكـسـيــژن ، اسـتـفــاده از آنــالايــزر گــاز اكـسـيــژن-هـيـدروژن بـراي حـس كـردن حـرارت اكسيژن هيدروژن واكنش با جزء پالاديوم است. روش ديـگـر هـم كـشت مداوم نمونه بذر داده شده با Clostridium novyi نوع B است. رشد اين ارگانيزم نشان می‌دهد شدت اكسيژن در محفظه به اندازه كافی پايين است.
زنده ماندن نمونه كشت داده شده را می‌توان مستقيماً داخل محفظه تست كرد. می‌توان برای اسـتـريـل كـردن حلقه‌های انتقال و دريچه‌های لـولـه تـسـت ، يـک بـلـوک گـرم كـردن نـيـز داخـل محفظه در نظر گرفت (شعله‌های گاز را به خاطر نبود اكسيژن ، نمی توان استفاده كرد.) محيط و ديـگــر تجهيـزات مـاننـد طبقـات را نيـز مـی تـوان داخل محفظه قرار داد.

مشكلات گزارش شده
يـــک دلــيــل مــرســوم بــرای نـشــت اكـسـيــژن ، سائيده‌شدن دستكش‌ها است كه منجر به ايجاد بـرش كـوچـكـی در دسـتـكش و در ماده ديواره انعطاف‌پذير اطراف محل‌های ورود دستكش می‌شود. اين معمولا در محفظه هايی كه چنـد سـال استفـاده شده اند رخ می‌دهد ، زيرا انعطاف پذيری وينيل با گذر زمان كم می‌شود. همچنين ممكن است نشت اكسيژن از اطراف محل‌های ورودی دستكش در دستگاه‌های با ساختار بسيار محكم رخ دهد.
در مورد هر دو مدل با ساختار مستحكم و با ساختار انعطاف پذير ، ممكن است در حين كار با مواد تيز داخل محفظه و به ويژه طبقه ها ، برش در دستكش ايجاد شود. هر نشتی منجر به مصرف سريع تر تركيب گاز استفاده شده در فضای بی هوازی می‌شود. يک پروب ارزان و موثر الكترونيكی برای نشت گاز كه با تشخيص گازهای قابل احتراق (مانند هيدروژن) عمل می‌كند ، موجود است.
كار با مدل هايی كه محفظه آن‌ها گرم می شود برای طولانی مدت می‌تواند موجب ناراحتی اپراتور شود. به علاوه گرم كردن سريع محفظه ، محيط داخل آن را خشک كرده و كنترل رطوبت در محفظه را مشكل تر می‌كند. 
يـک محقـق زمـانـی كـه يک محفظه بی هوازی در حال انتقال از شرايط هوازی به بی‌هوازی بود ، انفجارهايی را در آزمايشگاه تجربه كرد (1997 Cox). در طول انتقال از شرايط بی هوازی به هوازی يابالعكس ، تركيبی از اكسيژن از هوا و هيدروژن در تركيب گاز می‌تواند به غلظت قابل اشتعال برسد.
نقص در بازتوليد كاتاليزور پالاديوم و مینيمم كردن شدت اكسيژن باقی مانده در جعبه دستكش می تواند باعث آسيب به بی هوازی‌ها شود. بی هوازی ماندن هميشه مسـألـه اصلی است ؛ بنابراين خريداران هميشه بايد از ميزان موثر بودن آنالايزرهای اكـسـيــژنــی كــه هـمــراه مـحـفظـه بـی هـوازی اسـت ، آگـاه بـاشنـد. طبـق تحقيقـات اخيـر سيستم‌هايی كه از اسيداسكوربيک يا يک روش تخليه-جايگزينی استفاده می‌كنند ، در تـأمـيـن اتـمـسـفر بی هوازی موثرترين بوده اند در حالی كه سيستم‌های borohydride كمترين كارائی را از خود نشان داده اند 1996 Imhof and Heinzer.


توصيه‌های خريد
توصيه‌های ECRI
عملكرد اصلی اين دستگاه ها تأمين يک محيط عاری از اكسيژن و پايدار برای رشد و مطالعه ی ميكروارگانيزم‌های بی هوازی است. بنـابـرايـن ECRI تـوصيـه می‌كند كه محفظه‌های بـــی هــوازی و جـعـبــه‌هــای دسـتـكــش مــانـيـتــور اكسيژن و نيز وسيله ای برای به گردش درآوردن گـازهـای اكسيـژن داخـل محفظـه داشتـه باشند. سيستم مانيتور اكسيژن می‌تواند بسته به كارائی كـاربر متفاوت باشد. همچنين توصيه می شود كه يک پمپ تخليه به صورت يكپارچه درنظر گرفته شده باشد ؛ گرچه اين ويژگی بهتر است مـوجـود بـاشـد امـا الـزامـی نيسـت. خـلاءسنج و تنظيم كننده‌های فشار برای يک سيستم ايمن و قابل اطمينان ضروری هستند. حذف رطوبت نيز برای پيشگيری از رشدآلاينده‌ها نياز است.

توصيه‌های ديگر 
بيمارستان هايی كه نياز به كشت و شناسايی سريع حجم بالايی از عوامل ميكروبی دارند بايد بـــه فـكـــر خـــريــد مـحـفـظــه‌هــای بــی هــوازی يــا جــعــبــــه‌هــــای دســتــكــــش بـــاشـنـــد. مـحـفـظـــه و antechamber بـايـد بـرای تـأمـيـن فـضـای كـاری موردنياز ، به اندازه كافی بزرگ باشند. برخی از تـوليدكنندگان محفظه‌های كاری اضافی و نيز سـيـنـی‌هـا و قفسـه‌هـای اضـافـي ارائـه مـی‌كننـد. Antechamberهــای اتــومــاتـيــک مـعـمـولا زمـان ورود به محفظه را كاهش می دهند ؛ آن‌ها اغلب همراه با Antechamberهای دستی برای تسهيل تخليه اوليه محفظه استفاده می‌شوند. مدل هايی كه مجهز به انكوباتور يا بلوک‌های گرم كننده داخـلــی هـسـتـنــد ، نـيــاز بــه انـتـقــال نـمــونـه‌هـا بـه محيط‌های بی هوازی خارجی را از بين می‌برند و لـذا بـه ايـن وسـيله احتمال آلودگی را كاهش می‌دهند.

مراحل توسعه
مـحـفـظـه‌هـای بـی هـوازی تـكـنـولوژی بسيار پايداری دارند. توسعه هایی در اتوماتيک كردن فرايند تخليه-جايگزينی و در محفظه‌های تنظيم اتمسفر داخلی ايجاد شده اند.

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

پرتونگاری و فلوئوروسكوپی قفسه سينه

پرتونگاری قفسه سينه معمولا برای تعيين اندازه ، شكل و وضعيت قلب درخواست می شود. پرتونگاری قفسه سينه كلسيفيكانسيون های قلبی و پريكاردی را آشكار می سازد و تغييرات فيزيولوژيک در گردش ريوی را نشان می دهد. در تشخيص انفاركتوس ميوكارد كمک نمی كند ولی وجود بعضی از عوارض آن را مثل نارسايی قلب تأييد می كند. وضعيت درست كاتترهای قلبی مثل سيم پيس ميكروكاتترهای شريان وريدی نيز به وسيله پرتونگاری تأييد می شود.

با روش فلوئورسكوپی می توان حركات قلب را روی يک صفحه روشن با استفاده از پرتو ‏‏ X مشاهده كرد. فلوئوروسكوپی ضربان های قلب و اشكال غيرطبيعی قلب را نشان می دهد. در ضمن وسيله مفيدی برای قرار دادن سيم كاتتر پيس ميكرو هدايت كاتتر در كاتتريزاسيون قلب است.

الكتروكارديوگرافی

ثبت گرافيكی فعاليت های الكتريكی قلب است.

الكتروكارديوگرافی 12 ليدی به ويژه در تشخيص ديس ريتمی ها اختلالات هدايتی قلب ، بزرگی حفرات قلبی ، ايسكمی و انفاركتوس ميوكارد ، كاهش و افزايش سطح كلسيم و پتاسيم و تأثير داروهای معين ، مفيد است.

در الكتروكارديوگرافی با 15 ليد ، سه ليد اضافی در اطراف پريكارد بطن را راست قرار می گيرد و در ‏تشخيص زودرس انفاركتوس بطن راست يا ديواره خلفی بطن چپ مؤثر است. در الكتروكارديوگرافی با 18 ليد ، ‏سه ليد اضافی خلفی علاوه بر 15 ليد در تشخيص ايسكمی و صدمه ميوكاردی مفيد است. در هنگام انجام الكتروكارديوگرافی بايد به سن ، جنس ، فشار خون ، قد ، وزن ، علائم و دارو (بخصوص ديژيتال و داروهای ضدآريتمی) توجه نمود.
 

آزمون استرس قلب

بطور طبيعی جدار شريان های كرونر در افزايش نيازهای متابوليک اكسيژنی و تغذيه ای چهاربار گشادتر می شوند. سرخرگ های كرونر مبتلا به آترواسكلروز خيلی كمتر گشاد می شوند و جريان خون ميوكاردی به مخاطره می افتد و موجب ايسكمی می گردد. بنابراين در آنومالی های قلبی عروقی وضعيت بيشتر به زمانی است كه تقاضای اكسيژنی قلب افزايش می یابد مثل استرس. روش های مختلف آزمون استرس قلب شامل: آزمون استرس ورزش ، آزمون استرس دارويی و اخيراً آزمون استرس فكری يا عاطفی است كه روش های غيرتهاجمی در ارزيابی پاسخ سيستم قلبی عروقی به استرس می باشد و در تشخيص موارد زير مفيد است:

1- بيماری شريان كرونر

2- علت درد قفسه سينه

3- بررسی وضعيت كار قلب بعد از آنفاركتوس و جراحی قلب ‏

4- بررسی تأثير داروهای ضد آنژيينی يا ضد آرتيمی

5- شناسايی ديس ريتمی هايی كه ضمن ورزش ظاهر می شود

6- اهداف خاص برای تنظيم برنامه مناسب فيزيكی



موارد منع استفاده از تست ورزش:

تنگی آئورت ، ميوكارديت يا پريكارديت حاد ، پر فشاری شديد خون ، تنگی احتمالی شريان اصلی كرونر چپ ، نارسايی قلب و آنژين ناپايدار ، آنفارکتوس ميوكارد ، ايست قلبی ، نارسای قلب ، ديس ريتمی های شديد.‌

عوارض تست ورزش خطرناک و كشنده است. در هنگام آزمون بايد تجهيزات لازم برای نجات زندگی بيمار وجود داشته باشد.
 

آزمون استرس ورزش

در آزمون استرس می توان از راه رفتن روی نوار متحرک يا پا زدن روی دوچرخه ثابت استفاده كرد. هدف از انجام آزمون ، افزايش سرعت ضربان قلب است به حداكثر "سرعت ضربان قلب" كه شامل 80% تا 90% حداكثر ضربان پيش بينی شده می باشد كه بر اساس جنس و سن بيمار در نظر گرفته می شود. در هنگام آزمون و بعد از آن بيمار كنترل می شود ؛ به دو يا تعداد بيشتری اشتقاق متصل می گردد و ضربان قلب ريتم ، تغييرات ايسكميک فشار خون ، درجه حرارت پوست ، ظاهر فيزيكی ، سختی قابل مشاهده و علايمی شامل درد قفسه سينه ، تنگی نفس ، گيجی ، كرامپ عضلانی پا يا خستگی بايد كنترل گردد. ‏

آزمون زمانی به پايان می رسد كه بيمار به حداكثر سرعت ضربان قلب رسيده باشد يا درد سينه يا خستگی در پاها ظاهر شود ، فشار خون سقوط كند و سرعت ضربان قلب كم شود و يا ديس ريتمی های خطرناک يا تغييرات قطعه ‏ST‏ در ‏ECG‏ يا عوارض ديگر مشاهده شود. اگر در صورت تغييرات ‏ST‏ (پايين يا بالا بودن قطعه ‏ST‏) نتيجه آزمون ‏مثبت گزارش شود ، لازم است آزمون های تكميلی ديگر نظير آنژيوگرافی كرونر انجام شود.



تست استرس دارويی

براي بيمارانی كه معلوليت جسمی دارند يا واجد شرايط تست ورزش نيستند و نمی توانند به حداكثر ضربان قلب با قرار گرفتن روی نوار متحرک يا دوچرخه ثابت برسند ، از دو داروی گشاد كننده عروقی دی پيريدامون (پرازانتين) و آدنوزين به صورت تزريق داخل وريدی استفاده می شود كه تأثير مشابه تست ورزش دارد و دوبوتامين داروی ديگری است كه موجب تحريک سيستم عصبی سمپاتيک و افزايش ضربان قلب ، نيروی انقباضی قلب و فشارخون می گردد.



اكوكارديوگرافی

يک آزمون غيرتهاجمی اولتراسوند است كه برای تعيين اندازه مشكل و حركت ساختمان های قلب بكار می رود. روش به ويژه مفيدی است برای تشخيص و تجمع ماده در پريكارد ، ارزشيابی عملكرد دريچه های مصنوعی قلب ، تعيين اندازه حفرات قلب و ارزشيابی وضعيت حركت ديواره بطن که امواج صوتی با فركانس زياد از خلال ديواره قفسه سينه به داخل قلب فرستاده می شود و علائم بازگشتی را ثبت می كند.
 

اكوی مدی

در اين روش يک ترانس ديوسر ظريف را در مری بيمار فرو برود كه تصاوير واضحی تهيه می شود (به علت اينكه امواج از بافت اثر عبور می كند.) ‏

 

تصويربردار راديونوكلئيد ‏

با استفاده از مواد راديوايزوتوپ جريان خون كرونر ، تعيين ايسكمی و انفاركتوس ميوكارد و بررسی عملكرد بطن چپ انجام می شود. ‏

 

آنژيوگرافی

در اين روش مقداری ماده حاجب را داخل سيستم عروقی تزريق مي كنند تا حدود قلب و عروق خونی مشخص گردد. هنگامی كه حفره ای يا رگ خاصی برای مطالعه انتخاب شود ، آن را آنژيوگرافی انتخابی می نامند. محل های آژيوگرافی عبارتند از: آئورت ، شريان های كرونر ، سمت راست و چپ قلب.

 

مؤلف: افسانه حیدریان

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

قلب چیست و چگونه کار می کند؟
قلب اساساً یک پمپ عضلانی توخالی است که بدون توقف خون را به سراسر بدن پمپ می کند. اگرچه قلب بزرگتر از مشت دست نیست ؛ ولی در طول دوران عمر در حدود 300 میلیون لیتر خون را پمپ می کند. رگ های بزرگ خون که به قلب متصل اند خون را به ریه ها و سراسر بدن می برند و باز می گردانند.
قلب در موجودات مختلف است.
برای مثال قلب ماهی دو حفره ای است ولی قلب انسان چهار حفره دارد که در ادامه به آن بحث خواهیم کرد.

قلب انسان

قلب انسان
قلب انسان همان طوری که قبلا اشاره شد چهار حفره دارد و دارای 2 دهلیز و 2 بطن است. خون در قلب انسان به دو مسیر پمپاژ می شود ؛ مسیر اول که مسیر گردش خون کوتاه است ، در سمت راست قلب خون از سیاهرگ های زیرین و زبرین وارد دهلیز راست می شود و سپس از طریق دریچه سه لختی که دربین دهلیز و بطن راست قرار دارد وارد بطن شده و بر اثر انقباض بطن از طریق سرخرگ ششی (تنه ریوی) به شش ها برده می شود و خون در شش ها به تبادل اکسیژن و دی اکسید کربن با هوای داخل شش ها می پردازد و سپس خون تصفیه شده دوباره توسط سیاهرگی وارد قلب می شود ولی این بار به قسمت چپ قلب وارد می شود. یعنی ابتدا وارد دهلیز چپ و سپس توسط دریچه میترال وارد بطن چپ می شود و با انقباض بطن خون وارد آئورت (بزرگترین سرخرگ بدن) می شود و در تمام قسمت های بدن خون در رگ ها و مویرگ ها حرکت می کند و در مویرگ ها در میان سلول های بدن جریان می یابد و مواد و اکسیژن و دی اکسید کربن و سایر مواد را با سلول ها مبادله می کند (به وسیله فشار تراوشی و اسمزی).
قلب از سه نوع ماهیچه به نام های ماهیچه آندوکارد ، میوکارد و پریکارد تشکیل شده است که میوکارد ماهیچه قابل انقباض قلب را تشکیل می دهد. آندوکارد لایه پوششی حفره های دهلیز و بطن است و پریکارد پوشش آبشامه قلب را می سازد. علاوه بر ماهیچه های فوق ، نوع دیگری از بافت به نام بافت گرهی در قلب وجود دارد.
بافت گرهی محل اصلی زایش تحرکات و انقباض های قلب است.
دو نوع بافت گرهی در قلب وجود دارد: بافت گرهی پیشاهنگ و بافت گرهی دهلیزی بطنی. گره پیشاهنگ در دهلیز راست و زیر بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد و محل اصلی زایش انقباض های قلب می باشد و با تولید پیام هایی ، این پیام ها به سمت گره دهلیزی بطنی که در بین بطن و دهلیز قرار دارد می روند و به این ترتیب در تمام قسمت های قلب پخش شده و باعث انقباض آن می شود و به این ترتیب می شود که قلب انقباض یافته و خون را به داخل سرخرگ ها انتقال می دهد.
انقباض دهلیز و انقباض بطن و استراحت قلب به ترتیب 0/1 ، 0/3 و 0/4 ثانیه طول می کشد. جالب است بدانید قلب ما با هر انقباض 140 میلی لیتر خون را وارد سرخرگ ها می کند.
نکته قابل توجه این است که با وجود اینکه سلول های قلب دائماً با خون موجود در قلب ارتباط دارند اما با این حال از آن برای تأمین نیازهای خود استفاده نمی کنند و به جای آن از خون رگ های خاصی که در بین سلول های قلب منشعب می شوند استفاده می کنند.

آناتومی قلب
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریباً در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانم ها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد.
قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجدداً بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند ، به نام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند ، بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطن های راست و چپ).

آناتومی قلب انسان

شریان های کرونری

شریان های کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریان های کرونری از ابتدای آئورت منشأ گرفته و بنابراین اولین شریان هایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ و راست ) نسبتاً کوچک بوده و هر کدام فقط 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند.
این شریان های کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریباً یک مسیر دایره‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگ های خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد ، آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد ؛ به همین دلیل کلمه لاتین شریان های کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود. از آنجایی که شریان های کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند ، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریان های کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحاً نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریان ها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.
این شریان ها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد ، زیرا وظیفه آن تلمبه کردن خون به تمام قسمت های بدن است. شریان های کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند . وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریان های کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریان های بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربان های قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد ، خون در این شریان ها جریان می‌یابد.
وقتی عضله قلب منقبض می‌شود ، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد ، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگ های باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده می‌کند. در بیماران کرونری قلب ، شریان های کرونری تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند.)
در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود ، شریان های کرونری نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی می‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند ، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود ، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد خواهد مرد و این به معنای سکته قلبی است.

ضربان قلب
همان‌گونه که می‌دانید قلب نوعی تلمبه است. خون به وسیله آن در بدن جریان می‌یابد و زندگی را برای جاندار مسیر می‌سازد ؛ اما چه تلمبه حیرت‌زایی! قلب در هر تپش تقریباً صد سانتی‌متر مکعب خون را در بدن پخش می‌کند. روزانه حدود 10 هزار لیتر خون به وسیله این تلمبه در درون رگ‌های هدایت می‌شود. در مدت عمر متوسط یک انسان شاید 250 میلیون لیتر خون به وسیله قلب تلمبه زده شود. طول مدت هر تپش قلب انسان ، کمی بیش از هشت‌دهم ثانیه است. بنابراین ،‌ قلب روزی صدهزار بار می‌‌تپد و در فاصله هر یک تپش به مدتی برابر زمان یک تپش ،‌ به استراحت می‌پردازد. پس قلب روزانه حدود 6 ساعت آرامش دارد. این که می‌گوییم «تپش» قلب ، مقصودمان بسته و باز شدن آن است ؛ یعنی انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض (بسته شدن) خون را بیرون می‌راند ؛ اما در حالت انبساط (باز شدن) خون را به درون قلب می‌کشد. البته گمان نکنید که این کار به سادگی مثلا باز و بسته شدن مچ دست صورت می‌گیرد ، خیر ؛ بلکه انقباض قلب به‌صورت نوعی موج از پایین قلب شروع شده تا به بالای آن حرکت می‌کند. اکنون باید دید عامل این تپش چیست؟ به عبارت دیگر ، چه چیز سبب ادامه تپیدن قلب است؟ آیا انقباض و انبساط آن یک عامل خارجی دارد یا از درون خود قلب برمی‌آید؟ این مسأله یکی از جالب‌ترین پرسش‌ها در زیست‌شناسی است که در پاسخ آن هنوز بسی ابهام وجود دارد.

با این وصف ،‌ اکنون برایتان آزمایشی را تعریف می‌کنم که از صدها سال پیش ،‌ دانشمندان با آن آشنا بوده‌اند. فرض کنید تخم مرغی را حدود 24 ساعت در ماشین جوجه‌کشی حرارت دهیم ، حال اگر آن را بشکنیم و با ذره‌بین به درون آن بنگریم ، خواهیم دید که سلول‌هایی که قرار است بعداً قلب جوجه را تشکیل دهند ، از هم‌اکنون می‌تپند. آری ،‌ این یاخته‌ها از هم‌اکنون که هنوز قلبی درست نشده است ،‌ تپش را آغاز کرده‌اند! باز فرض کنید این سلول‌ها را برداریم و در یک مدیوم (یعنی «ماده کشت مخصوص») پرورش دهیم. خواهیم دید که قلب رشد می‌کند و سپس اگر آن را به شش قسمت برش دهیم ، باز خواهیم دید که هر قسمت آن تا مدتی عمل «انقباض» را انجام می‌دهد. دلیلش چیست؟ ما نمی‌دانیم ؛ فقط این را می‌توانیم بگوییم که قلب دارای این ویژگی است که به‌طور خودکار می‌تواند عمل باز و بسته شدن را انجام دهد. نتیجه این که تپیدن دایمی قلب هنوز از معماهای زندگی است!

بیماری های قلبی

گرفتگی رگ های قلب
آترواسكلروز سرخرگ های قلب عبارت است از تصلب و باریک شدن فضای داخل سرخرگ های قلب. قلب سه سرخرگ اصلی دارد. زمانی كه هر كدام یا همگی تنگ شوند ، آنها دیگر نمی توانند اكسیژن كافی به سلول های قلب برسانند. این بیماری مردان و زنان بالای ۴۰ سال را متأثر می سازد اما پیش از یائسگی در زنان كمتر شایع است.

علایم شایع
مراحل اولیه:
ـ اغلب بدون علامت است.
مراحل بعدی:
ـ آنژین صدری (احساس سوزش ، فشردگی ، سنگینی یا گرفتگی در قفسه سینه كه ممكن است به بازوی چپ ، گردن ، فک یا كتف گسترش پیدا كند.)

علل بیماری

- سیگار كشیدن
- بالا بودن فشارخون
- سابقه خانوادگی بیماری سرخرگ های قلب ، دیابت ، فشار خون بالا یا آترواسكلروز
- تغذیه نامناسب ، خصوصاً وجود چربی زیاد در رژیم غذایی
- سابقه حمله قلبی یا سكته مغزی
- ورزش نكردن
- شخصیت تهاجمی یا ناشكیبا
- اضافه وزن
- استفاده مداوم از روغن های نباتی مایع و جامد که چربی های مضر در بدن تولید کرده و باعث گرفتگی رگ ها می شوند.
- مصرف نکردن روغن های طبیعی مانند روغن گاوی ، روغن زیتون و مواد طبیعی
- استفاده از شیرینی جات ، خوراکی ها و مواد غیر طبیعی مانند پیتزا ، شیرینی ، شکلات و ...
- افزایش كلسترول یا LDL (لیپوپروتیئن با چگالی كم ـ كلسترول بد) و یا كاهش HDL (لیپوپروتئین با چگالی زیاد ـ كلسترول خوب) در خون

عوارض احتمالی
انفاركتوس قلب (مرگ سلول های عضله قلب در اثر نرسیدن خون به حد كافی) كه زندگی را در معرض تهدید قرار می دهد.

فعالیت
یک برنامه ورزشی روزانه و در حد متوسط داشته باشید. از فعالیت های جنسی مستمر و پشت سرهم پرهیز کنید.

رژیم غذایی
ـ رژیم غذایی دارای چربی كم (اما با روغن های طبیعی)

 

 

سكته قلبی (MI)
یک حمله قلبی (سکته قلبی) زمانی رخ می دهد که یک منطقه از عضله قلب به علت نرسیدن اکسیژن کافی به آن محل دچار صدمه دائمی یا مرگ شود.

علل ،شیوع و عوامل خطر
بیشتر حملات قلبی توسط یک لخته که یکی از رگ های کرونر را مسدود می کند (رگ های خونی که خون و اکسیژن را به عضله قلب می رسانند) ایجاد می شوند. لخته معمولاً در یک رگ کرونر که قبلاً به علت تغییرات آترواسکلروز باریک شده ، تشکیل می شود. پلاک آترواسکلروزی داخل دیواره رگ گاهی ترک بر می دارد و این امر تشکیل لخته را که ترومبوز نیز نامیده می شود ، شروع می کند.
لخته درون رگ کرونری جریان خون و اکسیژن رسانی به عضله قلبی را مختل می کند که سبب مرگ سلول های قلبی در آن ناحیه می شود. ماهیچه قلبی آسیب دیده توانایی خود برای انقباض را از دست می دهد و عضله قلبی باقیمانده برای جبران منطقه آسیب دیده وارد عمل خواهد شد.
گاهی استرس شدید ناگهانی می تواند یک حمله قلبی را شروع کند.
تخمین دقیق شیوع حملات قلبی دشوار است ، زیرا حدود 200,000 تا 300,000 بیمار هر ساله در آمریکا قبل از رسیدن به خدمات پزشکی می میرند. تخمین زده می شود که تقریباً 1 میلیون بیمار هر ساله با حمله قلبی به بیمارستان مراجعه می کنند.

عوامل خطر برای بیماری عروق کرونر و حمله قلبی عبارتند از:


• سیگار
• فشار خون بالا
• چربی زیاد رژیم غذایی
• کنترل نامناسب کلسترول خون ، بویژه LDL (کلسترول بد) بالا و HDL (کلسترول خوب) پایین
• بیماری قند خون
• جنس مذکر
• سن
• وراثت

بسیاری فاکتورهای خطر نامبرده به اضافه وزن مربوط است.

عوامل خطر جدید تری برای بیماری عروق کرونر در چند سال گذشته مشخص شده اند. این عوامل شامل هموسیستئین بالا ، (CRP (C-reactive protein و سطح فیبرینوژن است. هموسیستئین یک اسید آمینه است. CRP با واکنش های التهابی مرتبط است و فیبرینوژن یک جزء سیستم انعقادی خون است. هموسیستئین بالا با مشتقات اسید فولیک قابل درمان است. تحقیقات همچنان در مورد ارزش عملی این فاکتورهای جدید ادامه دارد.
حملات قلبی مسئول 1 از هر 5 مرگ می باشد. این بیماری یک علت عمده مرگ ناگهانی در بالغین است.

علائم
درد سینه پشت جناغ (استخوان وسط سینه) یک علامت عمده حمله قلبی است ولی در بسیاری افراد بخصوص در افراد مسن و بیماران دیابتی ، درد ممکن است ناچیز یا حتی اصلاً وجود نداشته باشد (بنام "حمله قلبی خاموش"). اغلب درد از ناحیه سینه شما به بازوها یا شانه ، گردن ، دندان ها ، فک ، شکم یا پشت انتشار می یابد. گاهی اوقات درد تنها در یکی از این نواحی احساس می شود.
درد بطور معمول بیش از 20 دقیقه طول می کشد و کاملاً با استراحت یا نیتروگلیسرین برطرف نمی شود ، در حالیکه درد آنژین با هردو برطرف می شود.

درد ممکن است شدید و زیاد یا خفیف و نامشخص باشد. درد به صورت های زیر احساس می شود:
• حالت فشاری یا چیز سنگین
• نوار محکم دور سینه
• "یک فیل روی سینه شما نشسته است."
• حالت سوء هاضمه

سایر علائم که ممکن است به تنهایی یا همراه درد سینه باشند ، عبارتند از:
• نفس تنگی
• سرفه
• احساس سبکی سر ، سرگیجه
• غش کردن
• تهوع یا استفراغ
• تعریق (ممکن است شدید باشد.)
• احساس "نزدیک شدن به مرگ"
• اضطراب

نشانه ها و آزمایشات
در حین یک آزمایش بالینی ، پزشک معمولاً متوجه پالس سریع می شود. فشار خون ممکن است طبیعی ، بالا یا پایین باشد. در زمان سمع قفسه سینه با گوشی پزشکی ، پزشک ممکن است کراکل های ریوی ، سوفل قلبی یا سایر صداهای غیر طبیعی را بشنود.

تست های زیر می توانند حمله قلبی و میزان صدمه قلبی را نشان دهند:
• تست نوار قلب (ECG) - یک عدد یا مکرر در عرض چند ساعت
• اکو کاردیوگرافی
• آنژیوگرافی قلب
• ونتریکولوگرافی هسته ای

تست های زیر فرآورده های ناشی از آسیب قلب و فاکتورهای مبین خطر بالای حمله قلبی را نشان می دهند:
• تروپونین آی و تروپونین تی (پروتئین های درگیر در انقباض عضلانی)
• CPK و CPK-MB
• میوگلوبین سرم

درمان
حمله قلبی یک اورژانس پزشکی است! بستری و احتمالاً مراقبت های ویژه مورد نیاز است. پایش مداوم نوار قلب سریعاً آغاز می شود ، زیرا آریتمی های کشنده (ضربانات نامنظم قلبی) مهمترین علت مرگ در چند ساعت اول پس از حمله قلبی هستند.
اهداف درمان شامل توقف پیشرفت حمله قلبی ، کاهش بار قلب و پیشگیری از عوارض می باشد.
داروها و مایعات مستقیماً از راه یک کاتتر داخل وریدی به درون یک سیاهرگ تزریق می شوند. وسایل پایش متعددی ممکن است لازم باشد. یک سوند ادراری برای پایش دقیق وضع مایعات گذاشته می شود.
معمولاً اکسیژن تجویز می شود ، حتی اگر اکسیژن خون طبیعی باشد. این امر اکسیژن کافی در اختیار بافت های بدن می گذارد و کار قلب را کم می کند.

داروهای ضد درد:
نیترو گلیسرین وریدی یا سایر داروها برای کنترل درد و کاهش نیاز قلب به اکسیژن بکار می روند. مورفین و داروهای مشابه ضد دردهای قوی هستند که ممکن است برای یک حمله قلبی تجویز شوند.

داروهای ضد انعقادی:
اگر EKG ثبت شده حین درد قلبی بصورت بالا رفتن قطعه ST باشد ، داروهای ترومبولیتیک (داروهای حل کننده لخته) در عرض 12 ساعت پس از شروع درد سینه ممکن است شروع شوند. این درمان ترومبولیتیک در ابتدا به صورت تزریق آرام استرپتوکیناز یا فعال کنندۀ پلاسمینوژن بافتی شروع و با تزریق وریدی هپارین دنبال می شود.
درمان با هپارین به منظور پیشگیری از تشکیل لخته های جدید ، برای 48 تا 72 ساعت ادامه می یابد. علاوه بر این وارفارین (کومادین) که خوراکی مصرف می شود ، ممکن است جهت پیشگیری از تشکیل لخته های بیشتر تجویز شود.

درمان ترومبولیتیک برای بیمارانی که دارای خصوصیات زیر باشند مناسب نیست:
• خونریزی های داخل سر مثل خونریزی داخل جمجمه ای
• اشکالات مغزی مثل تومورها یا ناهنجاری های رگ های خونی
• سکته مغزی در 3 ماه گذشته (یا احتمالاً بیشتر)
• ضربه مغزی در 3 ماه گذشته

علاوه بر این ، درمان ترومبولیتیک در افرادی که شرایط زیر را داشته باشند بسیار خطرناک است:
• پرفشاری خون شدید
• جراحی عمده یا تصادف شدید در 3 هفته گذشته
• خونریزی داخلی در 2-4 هفته اخیر
• بیماری زخم پپتیک

این درمان در خانم های حامله و افرادی که داروهای ضد انعقادی مثل کومادین مصرف می کنند بسیار خطرناک است.
مصرف داروهای ترومبولیتیک ممکن است با خونریزی شدید همراه شود. پزشکتان می تواند در انتخاب درمان مناسب به شما کمک کند.
اساس معالجه یک حمله قلبی درمان ضد پلاکتی است. این درمان می تواند از تجمع پلاکت ها در محل آسیب وارده به دیواره رگ خونی (مثل پارگی در پلاک آترواسکلروزی) جلوگیری کند. تجمع پلاکتی و انباشته شدن آنها اولین پدیده ای است که منجر به تشکیل لخته می شود. یک داروی ضد پلاکتی پر مصرف آسپرین است. دو داروی ضد پلاکتی مهم دیگر تیکلوپیدین (تیکلید) و کلوپیدوگرل (پلاویکس) هستند.

سایر داروها:
• مسدود کننده های بتا (مثل متوپرولول ، آتنولول و پروپرانولول) به منظور کاهش بار قلب و پایین آوردن فشار خون استفاده می شوند.
• مهارکننده های آنزیم مبدل آنژیوتنسین (مانند رامیپریل ، لیزینوپریل ، انالاپریل یا کاپتوپریل) برای پیشگیری از نارسایی قلب و کاهش فشار خون مصرف می شوند.

جراحی و سایر اقدامات
آنژیوپلاستی اورژانس کرونر ممکن است برای باز کردن شریانهای کرونر مسدود لازم باشد. این روش درمانی را می توان بجای درمان ترومبولیتیک استفاده کرد یا در بیمارانی که داروهای ترومبولیتیک نباید استفاده شوند ممکن است بکار رود. وسیله ای بنام استنت اغلب حین آنژیوپلاستی داخل شریان گذاشته می شود. این امر برای اطمینان بیشتر است که شریان کرونری تازه باز شده بعد از جراحی همچنان باز بماند. پيوند بای‌پس عروق كرونری بصورت اورژانس ممکن است در برخی بیماران نیاز باشد.
شواهد اخیر حاکی از آن است که استفاده از آنژیوپلاستی و استنت گذاری می تواند اولین قدم درمانی برای باز کردن شریان قلبی مسدود باشد ؛ به شرطی که این روش در زمان مشخص در مرکز مجهز صورت گیرد. اگر این روش در دسترس نباشد ، استفاده از درمان ترومبولیتیک پیشنهاد می شود.

پیش آگهی
پی آمد بیماری بسته به وسعت و حجم بافت آسیب دیده متفاوت است. پی آمد بیماری در صورت آسیب به سیستم هدایت الکتریکی قلب (سیستم الکتریکی که انقباض قلب را کنترل می کنند) وخیم خواهد بود.
تقریباً یک سوم موارد منجر به مرگ می شود. اگر بیمار 2 ساعت پس از حمله زنده بماند ، احتمال زنده ماندن زیاد است ولی ممکن است با عوارض همراه باشد.
بیماران بدون عارضه ممکن است کامل خوب شوند ؛ حملات قلبی لزوماً فرد را زمین گیر نمی کند. معمولاً فرد به تدریج فعالیت های طبیعی و روزمره ، از جمله فعالیت جنسی را بدست می آورد.

عوارض
آریتمی ها مثل تاکی کاردی بطنی ، فیبریلاسیون بطنی ، بلاک قلبی

• نارسایی احتقانی قلب
• شوک کاردیوژنیک
• گسترش انفارکتوس: گسترش مقدار بافت قلبی آسیب دیده
• پریکاردیت (التهاب پرده اطراف قلب)
• آمبولی ریوی (لخته خون در ریه ها)
• عوارض درمان (برای مثال داروهای ترومبولیتیک شانس خونریزی را زیاد می کنند.)

پیشگیری از حمله قلبی
• فشار خونتان را کنترل کنید.
• سطح کلسترول تام را کنترل کنید. جهت کنترل سطح کلسترول ، پزشکتان ممکن است دارویی از خانواده استاتین ها تجویز کند (آتورواستاتین ، سیمواستاتین).
• اگر سیگاری هستید ، سیگار را ترک کنید.
• غذای کم چربی حاوی میوه و سبزیجات فراوان و فاقد روغن حیوانی مصرف کنید.
• بیماری قند را کنترل کنید.
• اگر چاق هستید ، وزنتان را کم کنید.
• روزانه یا چند بار در هفته پیاده روی یا سایر ورزش هایی که کارآیی قلب را بهبود می بخشد ، انجام دهید. (ابتدا با پزشک خود مشورت کنید.)

اگر دارای یک یا چند فاکتورخطر بیماری های قلبی هستید ، با پزشکتان در مورد تجویز آسپرین برای پیشگیری از حمله قلبی تماس بگیرید.
بعد از یک حمله قلبی ، پیگیری بیمار برای کاهش خطر بروز یک حمله دیگر ضروری است. اغلب یک برنامه بازتوانی قلبی برای بازگشت به زندگی روزمره توصیه می شود. برنامه ورزش ، تغذیه و داروها را مطابق تجویز پزشکتان ادامه دهید.

دیابت یکی از عوامل سکته قلبی
دیابت یک عامل خطر مهم و بزرگ برای بیماری ‌های قلبی و سکته است. حدود 65 درصد افرادی که دیابت دارند به علت انواع مختلفی از بیماری‌های قلبی عروقی می‌ میرند. به ویژه زنان دیابتی خطر بالایی برای مردن از بیماری‌های قلبی-عروقی و سکته ی قلبی دارند.
کسانی که دیابت دارند ، باید فشار خون و کلسترول خود را پایین‌تر از سطح توصیه شده‌ نگه دارند. نکشیدن سیگار ، داشتن تحرک بدنی و مصرف روزانه ی آسپرین (در صورت توصیه ی پزشک) برای پیشگیری از بیماری‌های قلبی مهم هستند.
احتمال سکته ی قلبی یا مغزی در افراد دیابتی 50 درصد بیشتر از کسانی است که قند خون طبیعی دارند. بنابراین بایستی توجه زیادی به کنترل یا پیشگیری فشار خون ، کلسترول خون و دیگر عوامل خطر بیماری‌ های قلبی داشته باشند.



ضعف قلب (نارسایی قلب ، Heart Failure)
این بیماری جداً بد و آزار دهنده و ناتوان کننده می باشد. اعتدال روح بسته به یک جزء حرارت و یک جزء برودت و یک جزء یبوست و یک جزء رطوبت است ، بنابراین اگر در یکی از این اجزاء کمی یا افزونی پیدا شود ، از کار خودش باز می ماند و قلب را ناتوان می کند. به هر حال این بیماری ناشی از غلبه یکی از اخلاط چهار گانه (صفرا ، سودا ، بلغم ، خون) است که در هر نوع باید مزاج را به تعادل رساند. گاهی سبب بیرونی دارد. ناراحتی های فکری و روانی و گاهی از ضعف خود قلب است.

علائم بیماری

سکته های قلبی (خفیف یا قوی) و ناراحتی های قلبی که مربوط به نارسایی قلب می شوند.

خفقان قلب (Asphyxiation ، Suffocation)
این بیماری به علت امتلاء رگ های قلب از خون پیدا می شود و نیز ممکن است از زیادی رطوبت پرده ای که قلب را در بر می گیرد باشد و گاهی از چیرگی حرارت صفرایی و گاهی نیز از بخارهایی است که بسوی قلب می روند. در بعضی اوقات ممکن است سبب چیرگی خون در مزاج باشد و علامتش همان علامات عمومی غلبه خون است و سرخی چهره بیمار ، شدت یافتن تپش سرخرگ ها و نفس نفس زدن بیمار است.

علائم بیماری

نگرانی و استرس بی مورد ، تب

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

يكی از مهم‌ترين و مؤثرترين راه‌های تشخيص سرطان سينه ، به خصوص در مراحل اوليه بيماری ، انجام ماموگرافی است. يكی از مؤثرترين راه‌های مبارزه با اين بيماری نيز تشخيص آن در مراحل اوليه پيدايش است. به عقيده اكثر پزشكان در صورت تشخيص به موقع سرطان در مراحل اوليه می‌توان درمان مؤثرتری را انجام داد و از ميزان مرگ و مير احتمالی كاست. مطالعات نشان می‌دهند كه تصويربرداری ماموگرافی دوره‌ای در زنان بدون نشانه ، نرخ ابتلا به سرطان را به ميزان زيادی كاهش می‌دهد. عمده سرطان‌های پستان از بافت غده ای سينه منشأ می‌گيرند كه با تغييرات آناتوميک و انحراف در مجراي طبيعی و رسوب ذرات كلسيفه ريز با قطر تقريبی 500 ميكرومتر و بروز توده‌های كوچک و بزرگ همراه است. سرطان‌های پستان معمولا از ربع خارجی پستان آغاز شده و ممكن است توده‌های بدخيم ، به فاشيای قفسه سينه اتصال يابند يا به پوست گسترش پيدا كنند و موجب فرورفتگی شوند.



سرطان پستان به تدريج گسترش می‌يابد و اين گسترش در اغلب موارد گره‌های لنفی در زير بغل و در طول شريان پستانی داخل را در بر می‌گيرد. در حدود 90% از ضايعات خوش خيم و بدخيم پستان از طريق لمس پستان شناسايی می‌شوند. با اين حال ممكن است تا زمان قابل لمس شدن يک تــوده بــدخـيــم بــدون درد و مـنـفــرد ، گـستـرش بـه گـره‌هـای لـنـفـی صـورت گـرفـتـه بـاشـد. بـنـابـراين تشخيص در مراحل اوليه سرطان ، به عنوان يک عامل حياتی در درمان موفق به شمار می‌رود.

مبانی ماموگرافی
مـامـوگـرافـی انـجـام راديـوگـرافـی از نـسـج نـرم پستـان‌هـا اسـت و عمـدتـاً بـه منظـور شنـاسـايـی و تشخيص سرطان پستان و نيز به منظور ارزيابی توده‌های قابل لمس و ضايعات غير قابل لمس پستان مورد استفاده قرار می‌گيرد.
به طور تخمينی می‌توان گفت كه با استفاده از مـامـوگرافی ، سرطان پستان دو سال قبل از قابل لـمـس شـدن ضـايـعـه غـيـر طـبـيعی قابل شناسايی است.
جذب پرتو‌ X در بافت عمدتاً از طريق جذب فوتو الكتريک و كمپتون صورت می‌پذيرد. در انرژی‌های بالاتر از kev30 جذب فوتو الكتريک كاهش قابل ملاحظه ای يافته و پديده كمپتون بر آن غلبه می‌كند كه باعث جذب نسبتاً يكنواخت پرتو در بافت‌های دارای عدد اتمی متفاوت شده و در نتيجه كنتراست تصوير كاهش می‌يابد.
اما در انرژی‌های بين kev20 تا 30 ‌اغلب برخوردها از طريق پديده فوتو الكتريک صورت می گيرد كه در اين حالت به علت توليد بسيار ناچيز پرتوهای پراكنده و جذب در راديــوگــرافــی از نسـج نـرم بـايـد از كيلـوولـت‌هـای پـاييـن بـرای افـزايـش احتمـال جـذب فوتوالكتريک استفاده كرد.

دستگاه ماموگرافی
به طور كلی هر دستگاه ماموگرافی از چهار جزء اصلي تشكيل شده است:
1) تيوب اشعه ايكس
2) كمپرسور
3) سيستم گيرنده تصوير
4) صفحه كنترل عوامل تابش


1) تيوب اشعه ايكس
در حال حاضر سه نوع لامپ مولد پرتو ايكس در ماموگرافی وجود دارد كه براساس جنس هدف يا آند آن ها ، تقسيم بندی می شوند و عبارتند از:
لامپ‌های پرتو ايكس با هدفی از جنس تنگستن ، موليبدن و آلياژ موليبدن-تنگستن. در مولد‌های پرتو ايكس از صافی‌ها جهت بالا بردن كيفيت دسته پرتو توليد شده و حذف پرتوهای كم انرژی موجود در آن و كاهش دوز جذبی پوست بيمار استفاده می‌شود. دسته پرتو ايكس توليد شده در دو مرحله قبل از رسيدن به بيمار فيلتر می‌شود.
مرحله اول مربوط به روغن درون لامپ و شيشه آن می‌شود كه به آن صافی ذاتی می‌گويند.
مرحله دوم يا صافی اضافی در واقع صفحات فلزی با ضخامت‌ها و جنس‌های متفاوت هستند كه بسته به مقدار انرژی دسته پرتو و جنس هدف بر سر راه پرتو‌های اوليه قرار می‌گيرند.
در لامپ‌های مولد پرتو ايكس ماموگرافی ، نوع صافی و ضخامت آن بسيار مهم است.
صافی‌ها قادر هستند با حذف بخش عمده ای از پرتو‌های ترمزی ، از كاهش كنتراست تصوير توسط اين پرتوها جلوگيری كنند. شدت پرتوهای ايكس خروجی از لامپ مولد اشعه پرتو ، در تمام قسمت‌های دسته پرتو ايكس توليد شده يكسان نيست ، بلكه در سمت آند نسبت به سمت كاتد دارای شدت كمتری است. اين كاهش شدت در قسمتی از پـرتـوهـای خـروجـی كـه تقـريبـاً مـوازی بـا سطـح آند هستند ، به علت جذب مقداری از فوتون‌های پرتو ايكس در هدف صورت می‌پذيرد. اين تغييرات در شدت اشعه را اثر پاشنه آند می‌نامند كه مقدار آن به زاويه خروجی دسته پرتو تابشی از هدف وابسته است.
در ماموگرافی با توجه به شكل مخروطی پستان ها ، جهت تابش يكنواخت لازم است كه شدت پرتو در قسمت ضخيم تر بافت (سمت قفسه سينه) بيشتر از قسمت نازكتر (قسمت نوک پستان) باشد.



2) كمپرسور
كمپرسور وسيله ای شفاف ، محكم و از جنس پلاستيک (Lexan) با ضخامت mm 1 است كه برای فشرده كردن عضو به كار می‌رود. سطح كمپرسور بايد صاف و موازی سطح سينی نگه دارنده كاست بوده و از لحاظ دانسيته اتمی و ضخامت بايد همسان و يكنواخت بـاشـد. در غيـر ايـن صـورت بـه علـت عـدم جـذب يكنـواخـت دسته پرتو در كمپرسور ، مكـان‌های مختلف عضو به طور يكنواخت تابش نديده و باعث تفسير اشتباه پزشک می‌شود.
لبه جلويی كمپرسور كه به سطح قفسه سينه بيمار تكيه می‌كند ، دارای زاويه 85 درجه و 3 الی 4 سانتی متر جهت عقب راندن چربی‌های زير بغل بالا می‌آيد. اين زاويه نبايد شيب‌دار و منحنی باشد ، چون در هنگام استفاده از كمپرسور ، بافت احشايی پستان تا حد لازم فشرده نشده و ضخيم‌تر از مكان‌های ديگر بافت باقی می‌ماند.
در اين صورت اين قسمت از بافت ، كمتر ازحد لازم تابش می‌بيند و يا اين‌كه اصلا در ميدان تابش قرار نگرفته و از حيطه تصويربرداری حذف می‌شود.
در هر دو صورت ، اطلاعات نهفته موجود در اين بخش از تصوير حذف شده و باعث اشتباه پزشک می‌شود.


3) گيرنده‌های تصوير
در ماموگرافی سه نوع گيرنده تصوير وجود دارد:
الف) فيلم با تابش مستقيم اشعه ايكس
ب) كاغذ‌های زيرو راديوگرافی
ج) فيلم‌های همراه با صفحات تشديد كننده

به علت برتری استفاده از صفحات تشديد كننده از لحاظ پرتوگيری بيماران و كيفيت تصاوير ، دو روش اول از رده خارج شده اند.


4) صفحه كنترل عوامل تابش
‌كيلو ولتاژ پيک
در ماموگرافی گستره كيلو ولتاژ كاربردی در تمامی انواع تيوب‌ها با استفاده از سيستم فيلم اسكرين بين kvp 25 تا kvp40 متغير است. بهترين كنتراست در kvp 28 تا 30 و با استفاده از تيوب با آند موليبدن به دست می‌آيد.
‌ميلی آمپر
در تيوب‌های مولد پرتو ايكس ماموگرافی ، تغييرات ميلی آمپر از چند ميلی آمپر تا 400 ميلی آمپر تغيير می كند. مقدار ميلی آمپر تنظيم شده تابعی از نوع ژنراتور (تک فاز يا سه فاز) ، اندازه كانونی ، فاصله عضو تا نقطه كانونی و مدت زمان تابش است.
مدت زمان تابش
مدت زمان تابش بسته به نوع گيرنده تصوير ، قابليت‌های هندسی دستگاه ماموگرافی و كيلو‌ولتاژ تنظيمی ، تغيير می‌كند. در ماموگرافی با تابش مستقيم فيلم ، مدت زمان تابش بين 0/1 تا 3 ثانيه است كه با استفاده از سيستم فيلم - اسكرين سريع تر ، می‌توان مدت زمان تابش را كوتاه تر كرد و از احـتمـال ايجـاد آرتيفكـت حـركتـی (Motion Artifact) و تــكـــرار راديـــو گــرافــی و در نـتـيـجــه از پرتوگيری بيش از حد بيمار كاست.


اصول فيزيک ماموگرافی
اساس اشعه X از يک منبع الكترون (كاتد) و يک هدف (آند) تشكيل می‌شود كه داخل يک حباب شيشه ای و خالی از هوا (خلاء) قرار گرفته اند. با ايجاد اختلاف پتانسيل (kVp) بين آند و كاتد ايجاد ميدان الكتريكی قوی حاصل از آن الكترون‌های سطح كاتد شتاب يافته (ma) و با سرعت به آند برخورد می كنند (بمباران الكترونی). در اثر اين پديده بيش از 98% الكترون‌ها پس از برخورد به سـطـح آنـد مـتـوقـف مـی‌شـونـد و انـرژی آن‌ها به صورت انرژی گرمايی آزاد می‌شود.
كمتر از 2% الكترون‌ها پس از برخورد به سطح آند به لايه‌های مداری اتم‌های آند نفوذ می كنند و در اثر جاذبه هسته اتم در آند متوقف شده يا تغيير مـسـيـر مـی‌دهـنـد. بـه دنـبـال تـوقـف يا تغيير مسير الـكـتـرون‌هـا ، مقداری از انرژی جنبشی آن‌ها به صورت فوتون‌های اشعه X آزاد می‌شود و به اين دليل در اصطلاح به آن اشعه ترمزی گفته می‌شود. در حـالـت ديـگـری پـس از تـصادم الكترون‌های شتابدار با آند ، الكترونی از لايه‌های اطراف اتم خارج شده و اتم دارای بار مثبت شده و در نتيجه نـاپـايـدار می شود. جهت بازگشت اتم به حالت پــايـدار ، مـحـل الـكـتـرون خـالـی تـوسـط الـكـتـرون ديگری از لايه پر انرژی تر جبران می‌شود كه در اثر اين جابجائی ، مابقی انرژی الكترون به صورت فوتون‌های اشعه X ساطع می‌شود. طول موج اين فوتون‌ها در هر ماده (آند) متفاوت بوده و بستگی به عدد اتمی آند دارد.
در يــک لامــپ اشـعــه X بــا افــزايــش اختـلاف پتانسيل ، تعداد الكترون‌های شتاب گرفته نيز افزايش می‌يابد و اين افزايش ادامه يافته تا زمانی كه پس از آن با بالاتر بردن اختلاف پتانسيل ، تعداد الكترون‌های ساطع شده ثابت باقی بماند. به اين نقطه كار تيوپ اشعه X ، نقطه اشباع گفته می شود. از اين نقطه به بعد با گرم كـردن سطـح كـاتـد تـوسـط فيـلامـان تعـداد الكتـرون‌هـای تحـريـک شده كه در اثر ميدان الكتريكی موجود شتاب گرفته و به سطح آند برخورد می‌كنند ، افزايش می‌يابد.
‌لذا با تنظيم ميزان گرمای سطح كاتد (كنترل ولتاژ اعمال شده فيلامان) می‌توان ميزان ma را مستقل از kvp تنظيم نمود. بيش از 98% از انرژی الكترون‌های برخورد كننده به سطح آند به صورت انرژی گرمايی آزاد می‌شوند كه اين مقدار انرژی در سطح بسيار كوچكی از آند متمركز می‌شود و به همين  دليل می‌تواند موجب ذوب آند شود. در تيوب‌هاي جديد ، آند به صورت صفحه از جنس بسيار مقاوم در برابر گرما ساخته می‌شود. به منظور افزايش سطح برخورد الكترون‌ها ، آند را به كمک يک موتور الكتريكی می چرخانند تا به اين ترتيب در هر لحظه يک نقطه از محيط دايره در مقابل الكترون‌های شتابدار ساطع شده قرار گـيــرد و سـطــح كـوچـک آنـد افـزايـش مـی‌يـابـد. لامـپ آنـد دوار در دستگـاه‌هـای مـدرن تـصـويـرنـگـاری امـروزی مـانـند آنژيوگرافی ، فلوئورسكوپی ، راديوگرافی عمومی ، CT اسكن و ماموگرافی به كار می‌رود.
سطحی از آند را كه از آن تشعشع ساطع می‌شود نقطه كانونی (focal spot) می‌نامند. هر قدر اين سطح كوچک‌تر باشد ، رزولوشن (resolution) تصوير بهتر خواهد بود. از طرف ديگر با كوچكتر شدن اندازه نقطه كانونی احتمال صدمه آند به دليل گرمای زياد نيز افزايش يافته و در نهايت موجب كاهش طول عمر تيوب می‌شود. به عنوان مثال در يک دستگاه ماموگرافی توان الكتريكی كه توسط ژنراتور در اختيار تيوب قرار می گيرد معادل kw3 ‌است كه بيش از kw 2/9 به انرژی حرارتی و كمتر از kw 0/1 به اشعه X تبديل می‌شود. مقدار انرژی توليد شده را می‌توان يک بخاری برقی با چهار المنت حرارتی مقايسه كرد. انرژی حرارتی توليد شده در تيوب‌ها به كمک پنكه الكتريكی و روغن عايقی كه در محفظه پـوشـشـی دور لامـپ اشـعـه قـرار دارد بـه بـيـرون منتقل می‌شود. اندازه نقطه كانونی در دستگاه‌های ماموگرافی امروزی بر اساس تنظيم ميدان الكتريكی اعمال شده بر لامپ اشعه تنظيم می‌شود و غالباً در دو اندازه 0/3 ميلی متر مربع و 0/1 ميلی متر مربع است. با توجه بـه تـوضيحات ياد شده از نقطه كانونی با سطح 1/0 ميلی ‌متر مربع فقط در موارد نياز به رزولشن بسيار بالا و به طور معمول در كليشه بزرگنمايی استفاده می‌شود كه انتخاب در دستگاه‌های مدرن غالباً به صورت خودكار صورت می‌گيرد.

كنترل پرتودهی خودكار ((Automatic Exposure Control (AEC)
برخی از دستگاه‌های ماموگرافی قادرند پارامترهای تابش را به طور خودكار كنترل كنند. اين كنترل می‌تواند به صورت تمام خودكار باشد ، يعنی تكنسين هيچ دخالتی در تـنـظيم عوامل تابش ندارد يا اين‌كه نيمه خودكار باشد كه تكنسين با تنظيم كيلو ولتاژ خروجی ، اجازه تنظيم ميلی آمپر ثانيه را به دستگاه می‌دهد.
در اين سيستم سلول‌های حساس فتوتايمر موجود در زير بوكی ، هلال كوچكی از بخش مركزی عضو را پس از يک تابش كوچک ابتدايی ، از لحاظ دانسيته تقريبی آن ارزيابی كرده و سپس نسبت به دانسيته بافت ، پرتو دهی مناسب را اعمال می‌كند.

ليزر ماموگرافی
با استفاده از ليزر و سی تی اسكن ، روش جديدی برای تصويربرداری از سينه بدون اشعه ايكس ارائه شده است كه نياز به بيوپسی را كم می‌كند و ارزش تشخيصی بالايی دارد.
اين روش شبيه سی تی اسكن با اشعه ايكس است ولی ليزر جای اشعه ايكس را گرفته است. ليزر با فركانسی توليد می‌شود كه با ضريب جذب اكسی و دی اكسی هموگلوبين مطابقت دارد. بيمار ، يكی از پستان هايش را در محفظه اسكن قرار می‌دهد ؛ طوری كه كاملا معلق بماند و با هيچ قسمتی از سيستم در تماس نباشد.
بـا تـابـش ليـزر و انـدازه گيری ضرايب جذب بـافتـی ، تصـويـر سـه بعـدی به دست می‌آيد كه به راحتـی مـی‌تـوان مثبت يا منفی بودن تست را از روی آن تـشـخـيــص داد. ايــن سـيستـم تحـت نـام مــامــوگــرافـی لـيـزری بـرش نـگـاری كـامـپـيـوتـری (CCTLM) عرضه شده است.
بسياری از ماموگرافی‌ها به نتيجه قطعی درباره سـرطـان منجـر نمـی شـوند ، چون خواندن آن‌ها مشكل است. در نتيجه بيماران ناچار به بيوپسی می‌شوند كه عملی دردناک است. سيستم جديد با كم كردن احتمال نياز به بيوپسی كيفيت زندگی را برای زنان بالا می‌برد.

مشكلات ماموگرافی
موضوع تابش پرتو‌های يون ساز X و خطر آن برای بيماران همواره مهم‌ترين ريسک در كار با مـــامــوگــرافــی اســت. در يــک آزمــايــش مـعـمــول ماموگرافی ، ميزان تابش به بيمار بين mGy 1/5 ‌تا mGy 2/5 است. اين موضوع خود ريسک ابتلا به سـرطـان را افـزايـش مـی‌دهـد. به صورت تئوری نشان داده شده است كه هر بار تابش به ميزان 4 در ميليون احتمال ابتلا را افزايش می‌دهد. احتمال ابتـلای فـرد بـه سـرطـان سينه در حالت معمولی 1500 در ميليـون اسـت. بنابراين افزايش ريسک چـنـدان زيـاد نيسـت. بـا ايـن حـال بـرای حـل ايـن مشكل به تازگی روش‌هايی ارائه شده اند كه از اولـتــراسـونـد يـا لـيـزر بـرای مـامـوگـرافـی اسـتـفـاده می‌كنند.

تصويربرداری سينه با تی اسكن
تی اسكن كه اسكن امپدانس الكتريكی يا EIS نيز ناميده می‌شود در سال 1999 توسط سازمان غذا و داروی آمريكا (FDA) برای استفاده به عنوان يــک وسـيـلــه كـمـكــی مــامــوگــرافــی در كمـک بـه تشخيص سرطان سينه ، مورد تأييد قرار گرفت. تـــی - اســكـــن از امــپـــدانـــس الــكــتـــريــكــی  بــرای اندازه‌گيری جريان عبوری از بافت سينه استفاده می‌كند و به آشكار ساختن تومورهای سرطانی كــمـــک مـــی‌كــنـــد و بــرعـكــس تـصــويــر بــرداری تـی‌اسـكـن مـی‌تواند مشخص كند كه يک بافت تومور خوش خيم (غير سرطانی) است.
تــــی اســكـــن بـــا انـــدازه گــيـــری جـــريـــان‌هـــای بـيــوالـكـتــريـكــی كــم ، تـصــويــر‌هــای همـزمـانـی از مشخصات آمپدانس الكتريكی سينه تهيه می‌كند. به كمک اين نتايج می‌توان به سرطانی بودن يا غير سرطانی بودن بافت منطقه مورد نظر پی برد. ضميمه كردن تصاوير تی اسكن با ماموگرافی ، تعداد بافت برداری های (biopsy) غير ضروری را كاهش می‌دهد.
تـصـــويـــربـــرداری امـپـــدانـســـی تـــی اسـكــن از سـيـنــه ، مــانـنــد اشـعــه ايـكــس‌ (x-rays) و راديونوكلوئيدها از اشعه استفاده نمی كند ، فشرده كردن (compression) سينه و همچنين تزريق يا نمونه برداری بافت از سينه به وسيله سوزن يا برش جراحی لازم نيست. تی اسكن با استفاده از جريان‌های الكتريكی كم ، يک تصوير (map) از سينه توليد می‌كند. يک جريان الكتريكی از طريق يک الكترود كه به بازوی بيمار وصل می‌شود ، وارد بدن می‌شود. جريان الكتريكی از سينه عبور می كند ، سپس توسط  پروبی كه روی سينه قرار گرفته از روی سطح پـوسـت انـدازه گيـری مـی‌شـود. پـروب تـی اسكـن شبيـه پـروبـی است كه در آزمايشات اولتراسوند استفاده می‌شود. از آنجا كه رسانايی الكتريكی بافت سرطانی با بافت سالم متفاوت است ، تومورهای سرطانی در تصاوير نهايی به دست آمده مانند نقاط سفيد روشن نمايش داده می‌شوند. تصوير همزمان (map) از خصوصيات الكتريكی سينه ، در مانيتور سيستم تی اسكن نشان داده می‌شود. ماموگرافی تقريباً 85 درصد سرطان‌های سينه را كشف می‌كند و تنها وسيله آزمايش مورد تأييد FDA است كه به كشف سرطان در زنان بـدون عـلامـت يـا نشـانـه بيمـاری كمـک مـی‌كنـد. امـا بـه هر حال ، ماموگرافی 15 درصد سرطان‌های سينه را نمی تواند كشف كند. تصويربرداری سينه با تی اسكن ، يک پيشرفت جديد و اميدواركننده در تشخيص سرطان سينه است. تصويربرداری با تی اسكن كه در تلفيق با ماموگرافی استفاده شود ، از ماموگرافی به تنهايی حساس تر است.
نتايج نشان می‌دهند كه تی اسكن يک راه حل مقرون به صرفه  برای افزايش دقت تشخيص و قبول وجود سرطان سينه است. اطلاعات تی اسكن به تشخيص پزشک برای توصيه انجام دادن يا ندادن بافت برداری ، كمک كند. ديگر آزمايشات تكميلی ماموگرافی مانند MRI و پزشكی هسته ای به طور قابل ملاحظه ای نسبت به تصويربرداری تی اسكن پر هزينه بوده  و بيمار پسند (patient  friendly) نيست.

ماموگرافی و تشخيص زودرس سرطان سينه 
مطابق با گزارش سازمان غذا و داروی آمريكا (FDA) ماموگرافی می‌تواند 85 تا 90 درصد از سرطان‌های پستان را در زنان بالای 50 سال حداقل 2 سال قبل از احساس آن كشف كند.
ماموگرافی برای زنان بالای 40 سال هر دوسال يک بار و براي زنان بالای 50 سال سن سالی يک بار توصيه می‌شود. با توجه به شايع بودن سرطان پستان در بانوان اهميت انجام درست ماموگرافی بيشتر نمايان است. با توجه به اين‌كه كليه مراحل آماده سازی بيمار ، ارتباط ، تهيه عكس ، تست شرايط صحيح دستگاه مطب و كليه پارامترهای كه در كيفيت عكـس مـؤثـر هستنـد بـر عهـده تكنسيـن اسـت ، دانـش تكنسيـن و تكنيـک درست انجام ماموگرافی بيش از پيش اهميت خود را نشان می‌دهد. چه بسا در صورت عدم آگاهی و انجام ناصحيح ، ماموگرافی باعث تشخيص نادرست و يا عدم تشخيص به موقع مورد مشكوک شود كه در هر صورت می‌تواند ضايعات جبران ناپذيری برای بيمار داشته باشد. علاوه بر اين رفتار و آگاهی تكنسين می تواند باعث اعتماد ، اطمينان و عدم نگرانی بيمار شود‌.

سرطان پستان 
سرطان پستان شايع ترين نوع سرطان در ميان زنان است. در سال 1998 در كشور كانادا بيش از 19000 مورد سرطان پستان تشخيص داده شده است و آمار فوت ناشی از اين بيمـاری 6000 مـورد ثبـت شـده است. در كشور امـريكـا ايـن ارقـام تقـريبـاً به 10 برابر می‌رسد. در حدود 4% از آمار سالانه فوت زنان در آمريكای شـمــالــی مــربــوط بــه ايــن بـيمـاری مهلـک اسـت. متأسفانه تا كنون در كشور ايران آمار قابل اعتمادی از تعداد مبتلايان به بيماری سرطان پستان و فوت ناشی از اين بيماری ارائه نشده است. امكان ابتلا به سرطان  پستان در سنين مختلف متفاوت است. به طور خلاصه می‌توان عنوان كرد:
تا 25 سالگی ، كمتر از يک در هزار
تا 50 سالگی ، يک در 63
تا 75 سالگی ، يک در 15
تا 90 سالگی ، يک در 9

به غير از سن ، عوامل ديگری نظير سابقه قبلی سرطان پستان و سابقه خانوادگی ، ريسک سرطان را بالا می‌برند. موارد ديگر از جمله حاملگی دير هنگام و چندين عامل ديگر تأثير كمتری در اين امر دارند. زمانی كه يک غده به حالت قابل تشخيص می‌رسد ، معمولا بين دو تا هشت سال از تشكيل سلول‌های آغازی سرطانی می‌گذرد.
غدد كوچک (حدود 0/5 سانتي متر) توسط مــامــوگــرافــی كـشــف مــی‌شـونـد. غـدد بـزرگ‌تـر می‌تواند در معاينه دوره ای خود شخص يا پزشک كشف شود.

ريسک و فايده ماموگرافی
در اينجا اين سوال مطرح می‌شود که با توجه به اين كه ماموگرافی از اشعه ايكس استفاده می‌كند ، آيا خود اين احتمال ابتلا به سرطان را بالا نمی برد؟ بــا در نـظــر گــرفـتــن ايــن نـكـتــه كــه سـيـستـم‌هـای ماموگرافی جديد برای اين كار طراحی شده اند ، دز دريافتی بيمار بسيار ناچيز است.
بررسی ها نشان می دهد ، دز لازم جهت ايجاد ســرطــان 100 تــا 1000 بــار بـيـشـتــر از دز مـعـمـول ماموگرافی است.

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

ماموگرافی ديجيتال سه بعدی (توموسنتز)
يک روش جديد برای تصويربرداری از پستان به نام توموسنتز ديجيتال است كه در سال های اخير به وجود آمده و تحت بررسی بوده است. در اين روش از چند زاويه مختلف از پستان تصويربرداری می شود. در نتيجه به جای يک تصوير منفرد ، مجموعه تصاويری از سطح مقطع‌های مختلف پستان به دست می آيد و در كامپيوتر می توان اين تصاوير را به صورت سه‌بعدی بازسازی كرد. اين تكنيک با رفع كردن مشكل روی هم افتادن ساختارهای پستان كه ممكن است سبب مخفی شدن ضايعات شود ، امكان تشخيص ضايعات سرطانی را افزايش می دهد. اين شيوه در عين حال احتمال نتايج مثبت كاذب (False Positive) را كاهش می دهد.
در ايـن روش تيـوب اشعـه ايكـس روی يک كمان 15‌ حول پستان كه توسط كمپرسور فيكس شـده ، مـی چـرخـد و اشعه را به صورت پالسی تابش می كند. در اين حالت از پستان در چندين زاويـه تصـويـر گـرفتـه مـی شـود. تمام اطلاعات حاصله وارد سيستم كامپيوتری شده و در پروسه ای شبيـه بـه CT مقاطع نازک يک ميليمتری از بافت پستان موازی با سطح دتكتور بازسازی می شود. دزی كه در هر پالس به پستان داده می شود ، كسری از دز مجموعی است كه در ماموگرافی ديجيتال پستان دريافت می كند. بنابراين در آخر  دز مجمـوع ، مشـابـه دز مـامـوگـرافـی ديجيتـالـی پستان می شود.



نحوه بازسازی تصاوير
اطــلاعــات ثـبـت شـده تـوسـط دتـكـتـور وارد كامپيوتر می شود و در آنجا كامپيوتر با استفاده از الگوريتم بک ‌پروجكشن اين اطلاعات را كه به صورت ديجيتالی هستند ، به تصوير سه بعدی تبـديـل می كند. بازسازی با استفاده از تصاوير حاصل از پروجكشن های مختلف و تلفيق آن ها بــا يـكــديـگــر انـجــام مــی‌شــود. كــامـپـيــوتــر تـمـام پروجكشن های به دست آمده را در كنار يكديگر قرار می دهد. سپس برای بازسازی مقاطع يک مـيـلـيـمـتـری ، اطـلاعـات مـربـوط بـه آن مـقطع را نگه‌داشته و بقيه اطلاعاتی را كه از لايه های ديگر روی آن مقطع سوپرايمپوز شده اند ، توسط دو روش اضافه كردن و جابه جا كردن حذف می كند. به اين ترتيب در هر لايه فـقــط اطـلاعـات مـربـوط بـه همـان لايـه قـرار دارد. بنـابـرايـن كـامپيـوتـر بـا جمـع كـردن پروجكشن‌های مختلف و سپس كاهش كنتراست تصوير ستاره (محو شدن آن) توسط آرتيفكت حركتی ، تصوير بيضی را به صورت واضح در ارتفاع مربوط به خودش نشان می دهد. ‌تصاوير بازسازی شده را می توان به صورت مقطع به مقطع يا به روش سينمايی نمايش داد. تصاوير حاصله به دليل ضخامت نازک يک ميليمتری ، دارای رزولوشن بالايی است. پزشک تصاوير را بر روی مانيتور مشاهده می كند. در روش سينمايی مقاطع مربوط به تصوير پستان به صورت متوالی و پشت هم نمايش داده می شوند و پزشک قادر است در هر لحظه و هر ضخامتی از پستان ، نمايش تصاوير را متوقف و به بررسی بيشتر ناحيه بپردازد.

دستگاه با قابليت توموسنتز
‌اين دستگاه دارای قابليت های زير است:
- ‌قابل استفاده برای ماموگرافی غربالگری و تشخيصی
‌- قابليت توليد تصاوير دوبعدی و سه بعدی
‌قابليت تصويربرداری در سه حالت زير:
- ‌ديجيتالی (2D)
- ‌توموسنتز (3D)
- ‌كومبو (2D + 3D)
اين دستگاه دارای سه حالت تصويربرداری است. در حالت اول دستگاه قادر به گرفتن تصاوير ماموگرافی ديجيتال دو بعدی است. در حالت دوم تيوب حول پستان مـی‌چـرخـد و از بـافـت پـسـتـان در زوايـای مـختلف تصويربرداری می شود كه همان توموسنتز يا ايجاد تصاوير سه بعدی است. در حالت سوم دستگاه ابتدا روش توموسنتز را انجام می دهد و سپس در انتهای كمان دستگاه به نقطه صفر درجه بر می گردد و يک گرافی ديجيتال تهيه می كند. از روش كومبو بيشتر در زنانی با ريسک بالای سرطان و بنا به در خواست پزشک جهت تشخيص كامل استفاده می شود.

اجزاء تشكيل دهنده دستگاه شامل:
- ‌سيستم پوزيشنينگ بيمار
- ‌سيستم تصويربرداری
- دتكتور
- ايستگاه كاری



گريد (HTC (High Transmission Cellular
گريد در اين دستگاه از نوع لانه زنبوری است كه پرتوهای پراكنده را به ميزان بيشتری جذب می كند و اجازه عبور پرتوهای اوليه را به خوبی می دهد. از اين جهت باعث بهبود بيشتر كنتراست در تصاوير ماموگرافی می شود. جنس اين تيغه ها از مس بوده و ماده بينابينی آن هوا است و معمولا نسبت گريد 5:1 است.

دتكتور
آشكارساز در اين سيستم از نوع فلت پنل های مستقيم هستند كه تركيبی از فوتو ديود و فيلم های ترانزيستوری نازک است. ماده حساس فوتو ديود ، سلنيوم آمورف است كه حساسيت زيادی به اشعه ايكس دارد.

انواع طراحی برای دتكتور
دو نوع طراحی بر اساس حركت دتكتور وجود دارد. در طراحی اول دتكتور ثابت است و تيوب حول پستان چرخش دارد. در طراحی نوع دوم دتكتور همزمان با تيوب اشعه ايكس حركت می كند. در حالتی كه دتكتور ثابت است ، هنگامی كه تيوب به انتهای چرخش می رسد ، دتكتور قادر به دريافت قسمت كوچكی از اطلاعات نيست ولی در دتكتور متحرک تمامی اطلاعات توسط دتكتور ثبت می شود و ميدان ديد (Field Of View) وسيع تری نسبت به حالت اول دارد.

ساير پارامترهای دستگاه:
- ‌زاويه اسكن 15 ‌درجه
- ‌نوع اشعه پالسی
‌- تعداد نماها 15 نما
‌- زمان اسكن 5 ثانيه
‌- زمان بازسازی 10 ثانيه

مزايای روش توموسنتز
مزيت هايی كه برای اين روش بر اساس تحقيقات صورت گرفته ، شامل موارد زير است:
عدم همپوشانی ، حساسيت بهتر ، بهبود تشخيص سرطان ، كاهش انجام بيوپسی ، كـــاهـــش مـــراجـعـــات مـجـــدد ، وضـــوح در لـبـــه ضــايـعــات ، تـشـخـيــص عـمــق مـحـل ضـايـعـات ، كاهش فشار كمپرسور ، استفاده از تشخيص به كمک كامپيوتر CAD
عمده ترين مزيت اين روش عدم همپوشانی بافتی است.
در مـامـوگـرافـی ديجيتـال دو ضـايعه در يک عمـق هستنـد ، در صورتی كه در تومو اسلايس عمق دو ضايعه متفاوت است.

كاهش فشار كمپرسور
يكـی از دلايـل استفاده از كمپرسور ، كاهش ضخامت بافت پستان برای كاهش سوپرايمپوز شدن بافتی است.
از آنـجــا كــه در روش تــومــوسـنـتـز روی هـم افـتـادگـی بـافتی تا حدود خيلی زيادی برطرف شده است ، می توان از فشار وارده بر كمپرسور روی پـسـتــان كــم كـرد تـا بـيـمـار احـسـاس درد كمتری كند.
‌روش توموسنتز انقلابی در ماموگرافی ايجاد كرده و مزايای فراوانی را برای تشخيص سرطان پستـان فـراهـم كـرده اسـت كـه مهـم‌ترين آن ها همان‌طور كه ذكر شد عبارتند از:
- ‌كاهش همپوشانی بافتی
- ‌تشخيص بهتر سرطان
- ‌كاهش مراجعات مجدد
- ‌كاهش بيوپسی
- كاهش دز
‌- كاهش فشار كمپرسور
‌- كاهش زمان بازخوانی
اگــرچــه استفـاده از روش تـومـوسنتـز بـاعـث افـزايـش احـتـمـال كـشـف و تـشـخـيـص سـرطان پـسـتان می شود اما تمامی اين روش ها ممكن است كاهش مرگ و مير را به دنبال داشته باشند ولی هيچ گاه به طور صد در صد نمی توان در باره فوايد آن ها اظهار نظر كرد.

ديجيتال ماموگرافی استريوسكوپی
شــايــد روش تـصــويــربــرداری سـه بـعـدی از پـسـتــان‌هــا روش دقـيــق تــری بــرای تـشـخـيـص سرطان پستان باشد ، اين فناوری را ماموگرافی ديـجـيـتـال اسـتـريـوسـكـوپـی ديـجـيـتال می نامند. اولين برتری اين تكنيک در مقايسه با ديگر روش هـای تـصـويـربـرداری از بـافت پستان ها ، كشف تـوده‌هايی است كه در ماموگرافی استاندارد و معمول حذف يا اصطلاحاً missed می شوند. برخی از اين توده های حذف شده ، خوش خيم هستند اما برخی ديگر سرطان زا هستند كه تشخيص به موقع و دقيق آن ها اهميت بـسـيــار زيــادی دارد. مــزيــت ديـگــر مــامــوگــرافــی ديـجـيـتــال اسـتــريـوسكـوپـی ، كشـف كلسيفيكاسيون های بدخيم است. اين فناوری همچنين به راديولوژيست اجازه می دهد تا تصوير تمام حجم سينه را در نمای مقطع به مقطع در اختيار داشته باشد و از آنجا كه تمام عمق بافت را به نمايش می گذارد ، كمک شايانی در تشخيص سرطان به پزشک می كند. در ضمن اين روش رؤيت توده هايی كه در روش های ديگر به علت همپوشانی توسط بـافـت نـرمـال سـيـنـه قـابـل رويت نيستند را امكان‌پذير می سازد. ماموگرافی ديجيتال استريوسكوپی آينده ای اميدوار كننده را در تشخيص سرطان سينه نويد می دهد.

ماموگرافی ليزری
در تـحـقـيـقی قابليت يكی از تكنيک های عكس برداری جديد يعنی سی تی ليزر ماموگرافی (CTLASER  Mammography) يا CTLM ، برای تشخيص تومورهای سرطانی و خوش خيم به اثبات رسيد. اين تحقيق كه توسط محققان بخش های راديولوژی ، ژينكولوژی و زايمان دانشگاه پزشكی انجام شد ، 105 ضايعه breast را كه در 100 زن با مـامـوگـرافـی اشـعـه X تـشخيص داده شده بود مورد ارزيابی قرار داد. در ارزيابی اين ضايعه‌ها عكس های CTLM و ماموگرام ، جداگانه تفسير شدند. آناليز بافت شناسی نيز به منظور تأييد اين يافته ها مورد استفاده قرار گرفت. طبق مشاهدات در اسكن CTLM ، ارتباط و وابستگی قابل توجهی ميان جذب ليزر و ظاهر تومورهای سرطانی breast ديده شد. اين جذب به طور تناوب در تومورهای مهاجم تر بيشتر ديده می شود. دانشمندان با عكس‌های گرفته شده با اسكن CTLM قادر به يادگيری مطالب بيشتری درباره شكل و ظـاهـر تـومـورهای سرطانی و غير سرطانی شده اند. CTLM قادر به تشخيص اغلب ضايعات بدخيم است به اين ترتيب ماموگرافی نوری تكنولوژی نويد بخشی است كه اجازه تحقيقات بيشتر را می دهد. سيستم CTLM كه به وسيله سيستم های تشخيص عـكـس‌بـرداری ساخته شده است ، اولين سيستم عكس برداری breast باز است كه تكنولوژی پيچيده ليزر و الگوريتم را براي ايجاد عكس های سه بعدی  Cross-sectional ، breast مورد استفاده قرار می دهد. اين يک نحوه عكس برداری بدون درد است كه بيمار را در معرض پرتو اشعه قرار نمی دهد و نيازی به فشار آوردن breast ندارد. سيستم های تشخيص عكس برداری برای سيستم عكس برداری ليزری breast از اداره دارو و غذاي آمريكا (FDA) مجوز صادرات دريافت كرده است.
CTLM ‌انقلابی در تصويربرداری پزشكی و روشی جديد در تصويربرداری به كمک ليزر است. روشی جديد برای آشكارسازی سرطان سينه (Breast Cancer) كه در كنار دسـتـگاه های متداول ماموگرافی برای كاهش نمونه برداری های نگاتيو سينه مورد استفاده قرار می گيرد. اصول عملكردی CTLM تا حدودی شبيه به CT Scanner های متداول است. اين دستگاه شامل يک منبع انرژی نور ليزر نزديک به مادون قرمز (NIR) يا (Near Infra Red) است و كل سينه را اسكن می كند. پس از اسكن ، كامپيوتر از اطلاعات اپتيک به دست آمده تصاوير مقطع نگاری شده مورد نظر را بازسازی می كند. مقادير اپتيک به دسـت آمـده به طور مستقيم به ضرايب انتقالی مــؤثـر اپتيـک بـافـت سينـه نسبـت داده مـی شـود. تـصـاويـر مـمـكـن اسـت به صورت تک مقطعی (Single Slice) يا به صورت سه بعدی (3D Volumes) نمايش داده شود. CTLM تكنيكی جديد و اولــيــــن وســيــلــــه غــيــــر تــهــــاجــمــــی در زمــيــنــــه تصويربرداری نوری است كه از فن آوری ليزر به جـای اشـعـه X استفاده می كند و قادر به ايجاد تصاوير سه بعدی از ساختمان و تركيب داخلي سينه است. در روش ماموگرافی معمولی سينه معمولا با دو صفحه تحت فشار قرار می گرفت كه يكی از آن ها فيلم و ديگری صفحه پلاستيكی بود و سينه را به قدرت 3 تا 6 نيوتون می فشرد كه روشی ناراحت كننده است و در بعضی از مواقع سينه به حالت اوليه باز نمی شود كه اين روش آســـانـــی بـــرای خــانــم هــا نـيـســت. در سـيـسـتــم ماموگرافی معمولی محدوديت ديگری از نظر سنی وجود دارد كه علت آن چگال بودن بافت سينه در سن پايين است. در سيستم CTLM هيچ گـونـه مـحـدوديـت سـنـی و چـگـالـی بـودن سينه وجود ندارد و بيمار در طول آزمايش بی حركت خوابيده و دردی احساس نمی كند. ليزر نسج (بافت) خون را نشان داده و تومورهايی را كه در حال شكل گرفتن هستند ، تشخيص داده كه اين تـشخيص به خوبي تشخيص لوله های خونی معمولی در سينه است. پزشكان همگی در مورد فــن آوری مـنـحـصـر بـه فـرد CTLM و امـكـانـات مــوجــود آن بــرای افــزايــش كـيـفـيــت تشخيـص سرطان سينه و تكنيک عكس 3 بعدی Optical آن و عكس برداری از بافت های متراكم و همچنين قـدرت تـفـكـيـک تـصـويـر ليزری برای تشخيص تـومـور از نـوع تـهـاجـمـی و غير تهاجمی تعجب كـردنـد. غده سرطانی برای بيشتر زنده ماندن و رشد كردن ، منابع خونی در اطراف خود به وجود می آورند كه در واقع بدون تشكيل منابع تغذيه جديد ، قادر نخواهند بود بيشتر از 2 ميلی متر در اندازه رشد كنند. اين فرآيند را اصطلاحاً رگ زائی يا افزايش عروقخونی‌ (Angiogenesis) می‌نامند. تــكـنــولــوژی CTLM بــا آشـكــارســازی افــزايــش هموگلوبين ها در زمينه تصاوير به دست آمده ، به تشخيص فرآيند رگ زائی حاصل از وجود غدد سرطانی كمک می كند.

نقاط ضعف سونوگرافی و MRI پستان جهت تشخیص سرطان پستان

مزايای استفاده از سی تی ليزر ماموگرافی
1- استفاده از تابش غير يونيزه (بدون اشعه ایکس) 
2- كمک به حذف نمونه برداری هاي غير ضروری
3- ابزار كمک تشخيص در كنار روش های ماموگرافی معمول و متداول
4- مناسب برای سينه های با بافت متراكم و چگال
5- غير تهاجمی و ساده
6- عدم فشردگی بافت سينه و بدون درد
7- كاربری ساده و كم هزينه در مقايسه با ساير روش ها
8- بازدهی عملكردی بالا

اما در هر صورت با توجه به جديد بودن اين دستگاه ، اطلاعات تصويری و تصاوير گرفته شده با CTLM نمی تواند نظر قطعی برای پزشک باشد. چرا كه هنوز منبع و اطلس جامع اين دستگاه روند تكميلی خود را طی می كند. در هر حال CTLM در مقايسه با MRI سريع تر و ارزان تر بوده و نيازی به تزريق مواد حاجب برای افزايش كنتراست تصوير ندارد. تركيب تصاوير CTLM و MRI نشان می دهد كه هر دو به يک ناحيه مشترک و يكسان از ناحيه رگ زائی تومور اشاره می كند.

تشخيص سرطان سينه با ماموگرافی ديجيتال
در مـامـوگـرافـی ديـجـيتال ، تصوير به صورت يک فايل ديجيتال كامپيوتری ذخيره می‌شود ، نه روی فيلم راديوگرافی. اين تكنولوژی ، سودمندی های عملی مهمی نسبت به ماموگرافی معمولی دارد. از آن جايی كه تصوير اشعه ايكس به صورت ديجيتال ذخيره می شود ، متخصص راديولوژی می تواند روی تصوير زوم كند تا آن را بزرگ كند يا می‌تواند سايه روشن تصوير را به نحوی تنظيم كند كه ناهنجاری هايی كه به صورت معمول ديده نمی شدند ، آشكار شوند. تصاوير ماموگرافی ديجيتال را می توان روی ديسک ثبت كرد. اين امر ذخيره كردن آن ها را آسان و دسترسی بعدی به آن ها را تسهيل می كند. تصوير ديجيتال را می توان در هر پايانه كامپيوتری در هر كجای مركز درمانی ديد و برای مشاوره گرفتن به مراكز درمانی ديگر هم فرستاد. تصاوير ديجيتال پستان در كمتر از 10 ثانيه آماده می شوند ، در حالی كه ماموگرافی معمول با استفاده از فيلم اشعه ايكس 5 تا 10 دقيقه زمان می برد. فناوری های جديد تصويربرداری ، تقريباً تمامی جنبه های مراقبت‌های پزشكی را دگرگون كرده است و ماموگرافی به عنوان روش اصلی غربالگری سرطان پستان نيز از اين امر مستثنی نيست. ماموگرافی ديجيتال به تدريج جايگزين ماموگرافی استاندارد می شود.
در ماموگرافی استاندارد ، اشعه ايكس با دز پايين از بافت پستان عبور كرده و بر فيلم تأثير مي گذارد. با اين روش 85 تا 90 درصد سرطان های پستان از جمله توده های بسيار كـوچـک غـيـرقـابـل لـمـس تـشـخـيص داده می شوند. در زنانی كه به طور منظم مورد غـربـالـگـری قـرار مـی گـيرند ، 40 درصد سرطان های پستان تنها با روش ماموگرافی تشخيص داده می شود.
در ماموگرافی ديجيتال شبيه ماموگرافی معمولی از اشعه ايكس استفاده می شود اما در اينجا به جای اينكه فيلم روی تصوير ثبت شود ، به صورت بايت های كامپيوتری كدبندی می شود. در واقع علاوه بر استفاده از ابزارهای بيشتر و مانيتورهای كامپيوتری ، بـيـمـار تـفـاوت ديـگـری احساس نمی كند. شيوه قرار گرفتن پستان ها و تحت فشار قرار‌دادن آن ها به همان شيوه سابق است. ماموگرام‌های ديجيتالی نسبت به ماموگرام های قديمی ، از اشعه كمتری استفاده می كنند اما برای برخی زنان ممكن است اين مزيت تحت الشعاع نياز به مشاهده بخش های بيشتری از پستان قرار بگيرد.
مـامـوگـرافـی بـه همـان دلايلی كه عكاسی به سوی ديجيتالی شدن پيش می رود ، به اين سمت حـركـت مـی كند. در اينجا بلافاصله تصوير به دســت مــی آيــد. نـگـهــداری و ارســال تـصــاويـر ديـجـيـتـالـی آسـان تـر از تـصـاويـر فـيـلمی است. راديولوژيست ها به تدريج از نرم افزاری استفاده می كنند كه به آن ها در تفسير تصاوير ديجيتالی كـمــک مــی كـنـد. تـوانـايـی افـزايـش كـنـتـراسـت ، بزرگ‌نمايی و دستكاری تصوير يه طور تئوريک به راديولوژيست ها اين توانايی را می بخشد كه تفاوت های پنهان را كه در فيلم راديولوژی قابل مشاهده نيستند ، مشاهده كنند. اما اثبات برتری مـامـوگـرافـی ديجيتـالـی كـار آسانی نبوده است. تعداد كمی از بررسی ها روش ديجيتالی را در مقايسه با روش قديمی  شكست خورده می دانند و با توجه به هزينه بالای اين روش كه به چهار برابر روش فيلمی  بالغ می شود ، امتياز را به روش قديمی می دهند.



ماموگرافی سه بعدی
يــک روش جــديــد بــرای تـصـويـربـرداری از پستان به نام "توموسنتز ديجيتال" در سال های اخير به وجود آمده و تحت بررسی بوده است. در ايـــن روش از چـنــد زاويــه مـخـتـلــف از پـسـتــان تصويربرداری می شود. در نتيجه به جای يک تصوير منفرد ، مجموعه تصاويری از سطح مقطع های پستان به دست می آيد و در كامپيوتر می توان اين تصاوير را به صورت سه بعدی شبيه سازی كرد. اين تكنيک با رفع كردن مشكل روی هم افتادن ساختارهای پستان كه ممكن است سرطان را مخفی كنند ، امكان تشخيص ضايعات پستان را افزايش می دهد. اين شيوه در عين حال احتمال نتايج مثبت كاذب را كاهش می دهد.


ماموگرافی ‌به كمک كامپيوتر
متخصصان راديولوژی از شناسايی به كمک كامپيوتر بعد از انجام ماموگرافی استفاده می كنند تا مناطق دچار مشكل در پستان را دقيق تر تشخيص دهند. اين سيستم ها معمولا از نرم افزارهای پيچيده كامپيوتری استفاده می كنند كه می توانند الگوهايی را كه اغلب با سرطان همراه هستند ، تشخيص دهند و با هشدار دادن به متخصص راديولوژی او را وادار كنند كه نگاه دقيق تری به آن قسمت بيندازد. استفاده از اين كمک تشخيصی كامپيوتری ، نياز به آن دارد كه ابتدا تصوير ماموگرافی به صورت ديجيتال درآمده باشد. تشخيص به كمک كامپيوتر ، پيدا كردن محل  هاي ذرات كلسيمی و مكان يابی توده ها به همان اندازه چشم انسان ، خوب عمل می كند. پژوهش ها نشان داده اند سيستم های تشخيص با كامپيوتر ميزان تكرار ماموگرافی و نمونه برداری بافتی را افزوده اند و نهايتاً احتمال شناسايی سرطان پستان را تا 20 درصد افزايش داده اند.

ماموگرافی ‌با MRI
تصـويـربـرداری بـا تشـديـد مغنـاطيسـی (MRI) بـا ايجـاد يـک حوزه قوی مغناطيسی تصاويری از بدن ايجاد می  كند. در هنگام انجام MRI پستان ، بيمار بايد به شكم روی ميز اسكن بخوابد. ممكن است از تزريق ماده حاجب به جريان خون استفاده شود. ماده حاجب شبكه رگ های پستان و به خصوص تشكيل رگ های خونی غيرطبيعی را كه مـشـخـصــه سـرطـان‌هـا اسـت ، نشـان مـی دهـد. هـر دو پستـان را مـی تـوان در يـک بـار تصويربرداری كرد. MRI تركيب بافت نرم و محتوای مايع آن را نشان می دهد و بنابراين می تواند تومورها را به خوبی شناسايی كند اما نمی تواند محل های رسوب كلسيم را نشان دهد. بنابراين MRI در تركيب با ماموگرافی و سونوگرافی می تواند به شناسايی توده‌های پستانی در زنانی كه ايمپلنت سيليكونی كار گذاشته اند ، شناسايی عود سرطان پس از شيمی درمانی و بررسی پستان های با بافت متراكم در ماموگرافی هايی كه نتيجه قطعی به دست نداده اند ، مورد استفاده قرار گيرد. MRI همچنين ممكن است برای بررسی زنانی كه در معرض خطر بالای سرطان پستان هستند به كار رود. اما در زنانی كه در گروه پرخطر برای سرطان پستان قرار ندارند ، MRI توصيه نمی شود. MRI نيز مانند ماموگرافی به طور قطعی نمی تواند ميان يک توده سرطانی و يک كيست خوش خيم فرق بگذارد ، بنابراين ممكن است به اشتباه در محلی از پستان وجود سرطان را تشخيص دهد كه اصطلاحاً به آن نتيجه مثبت كاذب می گويند.
با وجود مشكلاتی كه ماموگرافی در تشخيص درست سرطان پستان دارد ، هنوز بـهـتــريــن ابـزار بـرای تـشـخـيـص سـرطـان پـسـتـان در مـراحـل اولـيـه آن اسـت. كـيـفـيـت ماموگرافی‌هايی كه امروزه گرفته می شوند ، به طور قابل توجهی بهبود پيدا كرده اند و ميـزان اشعـه ای كـه بـرای گـرفتـن آن هـا بـه كـار مـی رود كـاهـش يـافتـه اسـت. انجـام ماموگرافی‌های منظم از زنان ، توانسته از مرگ های ناشی از سرطان های پستان در بسياری از كشورها بكاهد.

گزروماموگرافی
‌اين تكنيک مشابه ماموگرافی معمولی است اما تصوير آن به جای فيلم شفاف معمولی بر روی صفحات گرافيت ثبت می شود. اين روش قادر است تنها با تابش يک نوبت اشعه جزئيات بافت نرم سينه ديواره قفسه سينه را از نظر متاستاز ، نواحی محيطی سينه و ناحيه زير بغل نشان دهد. جزئيات كامل پستان و بافت های نرم قفسه سينه را می توان با يک نوبت پرتوافكنی ثبت كرد.

سيستم ماموگرافی ديجيتال
بــا پـيشـرفـت هـای اخيـر در زمينـه تجهيـزات پـزشـكـی بـه خـصوص دستگاه های تشخيصی نـظـيــر دسـتـگــاه هــای ديـجـيـتــال راديـوگـرافـی و استفاده اين دستگاه ها از نرم افزارهای هوشمند و بسيار پيشرفته جهت ايجاد تصاوير سه بعدی ، امكان تشخيص به موقع ضايعات مختلف فراهم شده است.
مـامـوگـرافی يكی از رايج ترين تكنيک های تــصـــويـــربـــرداری جـهـــت تـشـخـيـــص زودرس ضايعات سينه در زنان است.
در برخی از موارد بسيار زودتر از آنكه توده به حــد قـابـل لـمـس بـرسـد مـی تـوان آن را تـوسـط مـامـوگـرافـی تشخيـص داد (البتـه معمولا برای اثـبــات بـدخيـم بـودن ضـايعـه مشـاهـده شـده در مـامـوگـرافی يا احتمالا اجتناب از نگرانی های بی‌جا از بيوپسی استفاده می شود). از اين رو بر اساس توصيه بيشتر پزشكان ، زنان بالای چهل سال (زنان بدون نشانه) به صورت دوره ای و ســالـيـانـه بـايـد مـامـوگـرافـی شـونـد. بـه عـلاوه در صــورت وجــود ســابقـه خـانـوادگـی از سـرطـان (سينه‌) اين فاصله زمانی بين ماموگرافی ها بايد كمتر شود.
دســتــگــاه مــامــواسـكــن ارائــه شــده هـمــانـنــد روش‌هـای بالينی مورد استفاده در ماموگرافی سنتی جهت تصويربرداری از سينه طراحی شده است. اين دستگاه با استفاده از تابش های مكرر يک اشعه بسيار باريک به سينه و حركت همزمان آشكارساز (فلت پنل) در زير سينه قادر به ايجاد تـصــاويــر ســه بـعــدی بــا رزولــوشــن اسـتـانـدارد pixels 4096*5560 در ســـــايـــــز 22cm*28cm توسط پيكسل های micron54 خود است.

برخی از مزيت های اين دستگاه در مقايسه با ساير دستگاه های ماموگرافی:
- سيستم FFDM كه با افزايش كيفيت تصاوير در حـدود 28% شـانـس كـشـف سرطان در زنان كمتر از 50 سال را بهبود می بخشد.
- استفاده از گريد Anti - Scatter كه موجب كاهش دز اشعه مورد نياز برای ثبت تصاوير شده است (بيش از 50% كاهش دز دريافتی)
- دارای طراحی منحصر به فرد و ارگانيک با قابليت تنظيم زاويه چرخش و ارتفاع
- دارای پنل Touch - Screen
- ثبت تصاوير با بالاترين كنتراست ممكن در 0/4 ثانيه اكسپوز و آماده كردن آن در عرض كمتر از 6 ثانيه



نحوه انجام ماموگرافی
در ادامه نشان داده می شود كه چگونه نماهای مختلف در ماموگرافی انجام می شود و چگونه بيمار بايد position بگيرد تا تصويری با كيفيت تهيه شود.

نمای (MLO (Medio - Lateral Oblique View

MLO به طور ابليک يا نمای زاويه دارگرفته می شود. در ماموگرافي معمولی نمای MLO بر نمای لترال 90 ارجحيت دارد. زيرا قسمت اعظم بافت پستان می تواند به تصوير كشيده شود. در نمای MLO ، عضلات ريه بايد از بالا تا 1/4 فوقانی خارجی پستان و زير بغـل به صورت ابليک و تا زير نوک پستان يا حتی پائين تر قابل رويت باشد. شكل عضلات بايد هلالی باشد كه نشان دهنده ريلاكس (شل) بودن عضلات است. حتی ميان پستان بايد نقطه سانتر MLO باشد.
1- خيلی مهم است كه compression در طول تصويربرداری انجام شود و نوک پستان بايد در اين نما نشان داده شود و همچنين قسمتی از شكم بايد قابل رويت باشد به علامت اين‌كه تمام پستان در فيلد هست.
2- برای گرفتن نمای MLO ، تكنولوژيست ماموگرافی به تيوب زاويه 60 - 30 می دهد ؛ صفحه نگه دارنده ماموگرافی كه حامل كاست فيلم يا دتكتور ديجيتال است پستان را نگه  می دارد. صفحه نگه دارنده بايد با عضلات قفسه سينه موازی باشد و لبه بالايی صفحه نگه دارنده بايد هم سطح زير بغل باشد.
3- در طی نمای MLO بيمار بايد با Stand ماموگرافی زاويه 45 درجه داشته باشد. تكنولوژيست از بيمار می خواهد كه آرنج خود را بالا برده و با دست دستگيره دستگاه را بگيرد ، بيمار كمی به طرف جلو خم می شود ، تكنولوژيست بايد بازو و پستان را بالا كشيده و قسمت وسط پستان را به طرف جلو بكشد. تكنولوژيست سپس كمپرسور را خواهد بست ، به طوری كه فقط استخوان كلاويكل نمايان باشد.
4- پس از اينكه كمپرسور ثابت شد و تكنولوژيست اطمينان حاصل می كند كه هيچ مشكلی در فيلد تصوير وجود ندارد. سپس از بيمار پوزيشن داده شده می خواهد كه همانطور بايستد و خودش برای اكسپوز ، اتاق را ترک می كند.

نمای (CC (Cranio - Caudal View
در نمای CC پستان از بالا تصويربرداری می شود. اين نما هم در ماموگرافی معمولی و هم در ماموگرافی تشخيصی به عمل می آيد. در نمای CC بايد بافت غده های پستان كاملا قابل رؤيت شوند. بافت چربی نزديک عضلات پستان بايد به صورت نوارهای تيره مشخص باشد و در پشت آنان بايد عضلات قفسه سينه ديده شود. نوک پستان (nipple) بايد مشخص باشد.
1- تـكـنــولــوژيـســت مـامـوگـرافـی ، پستـان را حداكثر cm2 بالا می آورد و ارتفاع صفحه نگه دارنده را تنظيم می كند. در نتيجه بيمار می تواند صفحه نگهدارنده را با دستش لمس كند.
2- تكنولوژيست ، در امتداد خط ميانی پستان مورد نظر يا پشت سر بيمار می ايستد و از بيمار می خواهد كه سرش را به سمت او برگرداند. سـپـس تـكـنـولوژيست پشت و شانه بيمار را به سمت جلو برده و به صفحه نگهدارنده نزديک مـی كـنـد. تـكـنـولوژيست با دست ديگرش زير پستان بيمار را نگه داشته و آن را روی صفحه نـگـهـدارنـده مـی گذارد. پستان به طرف خود بـيـمـار چـرخـانـده مـی شـود ، در نـتـيـجـه قـسمت خارجی پستان به سمت جلو می چرخد.
3- سپس تكنولوژيست كمپرسور را می بندد تا اطمينان حاصل كند كه هيچ قسمتی در قسمت لترال به جا نمانده است. تكنولوژيست می تواند دسـت خـود را بـر روی شـانـه بـيـمـار گـذاشته و پوست بيمار را كشيده و اطمينان حاصل كند كه هـيـچ چـيز خارج از فيلد اشعه X نيست. وقتی كـمـپـرسـور فـيـكـس شـد تكنولوژيست از بيمار مـی‌خواهد تا همانطور بايستد و خودش برای اكسپوز اتاق را ترک می كند.

نمای (ML (Medio - Lateral View
در نمای ML از مركز قفسه سينه به سمت خارج تصويربرداری می شود. اگر نمای ابليک گرفته نـشـود ، پـوزيـشـن Medio - lateral مـمـكـن است بر ‌نمای latero - medial ارجحيت داشته باشد. در‌نمای ML تصاوير پستان از قسمت خارجی پــســتــــان بــــه ســمــــت قــســمـــت مـــركـــز قــفــســـه تصويربرداری می شود تا ناحيه لترال (خارجی) پستـان جـايـی كه بيشترين تغييرات پاتولوژيک يافت می شود ، به فيلم نزديک تر باشد. به هر حال اگر پزشک قسمت ميانی پستان را بيشتر مد نظر داشته باشد ، نمای ML ممكن است انتخاب شود. در نـمــای ML عـضــلات ريــه بــايـد بـه صـورت باندهای روشن باريک حداقل در نيمی از تصوير ديده شود. نوک پستان بايد در تصوير ديده شود و قسمتی از شكم بايد در زير پستان ديده شود.

پوزيشن بيمار برای نمای ML
1- تكنولوژيست تيوب اشعه X را با زاويه لترال 90 قرار می دهد و بايد مطمئن شد كه Marker درست انتخاب شده است.
2- تكنولوژيست ارتفاع صفحه نگه دارنده را تا حدود زير بغل تنظيم كرده و از بيمار می خواهد تا بازوی خود را به سمت جلو كشيده و به موازات صفحه نگه دارنده قرار دهد. سـپــس پـسـتــان بـيـمــار را از پـائيـن بـه سمـت خـارج كشيـده و كمپـرسـور را مـی بنـدد ، تكنولوژيست دست ديگرش را روی پشت بيمار گذاشته و بيمار را به سمت stand می‌برد. اگر پستان ديگر در فيلد قرار گرفت تكنولوژيست از بيمار می خواهد تا آن را از فيلد خارج كند. در بعضی ازموارد از يک پلاستر كاغذی برای خارج كردن پستان از فيلد استفاده می شود. تكنولوژيست پلاستر را به جناق سينه بيمار می چسباند و پستان را به عقب به سمت پشت بيمار می كشد.
3- وقتی كمپرسور ثابت شد ، تكنولوژيست از بيمار می خواهد همانطور بماند و برای اكسپوز اتاق را ترک می كند.

نمای (LM (Latero - Medial View
نمای LM تصويربرداری پستان از قسمت خارجی به سمت مركز قفسه است ، وقتی كه پزشک قسمت ميانی پستان را بيشتر مد نظر داشته باشد نمای LM استفاده می شود.
1- برای نمای LM تكنولوژيست تيوب را در حالت 90 قرار می دهد. بايد اطمينان حاصل كرد كه ماركرهای صحيح استفاده شده است. ارتفاع صفحه نگه دارنده تا بالای استرنوم تنظيم می شود و صفحه نگه دارنده در بين دو پستان بيمار قرار می گيرد.
2- تكنولوژيست از بيمار می خواهد كه بازوهای خود را بالا برده و دست های خود را روی دستگيره دستگاه قرار داده ؛ طوری كه آرنج هايش بالا قرار گيرند و همچنين از بيمار خواسته می شود چانه خود را تا جايی كه امكان دارد به سوی لبه صفحه نگهدارنده ببرد. پستان بيمار از پائين به سمت خارج كشيده می شود و كمپرسور بسته می شود. بيمار به سمت صفحه نگه دارنده برده می شود. اطمينان حاصل كنيد كه بازوی بيمار تحت فشار نيست.
3- از بيمار خواسته می شود كه همان‌طور بايستد و تكنولوژيست براي اكسپوز اتاق را ترک  می كند.

عدم استفاده از سونوگرافی ، MRI يا ديگر آزمايشات برای تشخيص سرطان پستان
اخيـراً مـامـوگـرافـی تنهـا آزمـايشی است كه تــوســط ســازمــان FDA آمــريـكـا بـرای كمـک بـه تـشـخـيــص ســرطـان پـسـتـان در زنـانـی كـه هـيـچ عـلامتـی (مثـل تـوده) نـدارنـد توصيه می شود. ماموگرافی به تشخيص حداكثر 85% از سرطان های پستان كمک می كند و باعث كاهش 2% از مرگ و ميرهای ناشی از سرطان پستان در 10 سال گـذشتـه شـده اسـت. سـونوگرافی ، MRI و ديگر آزمـايشـات وقتـی مفيـدنـد كـه ابتـدا حـالـت غيـر طـبـيـعـی تـوسـط ماموگرافی يا معاينات فيزيكی تشخيص داده شود.
اين آزمايشات به خاطر محدوديت هايی كه در جـدول 1 نـوشـتـه شـده اسـت ، تـوسـط FDA به عنوان اولين آزمايش توصيه نمی شود. روی هم رفته ماموگرافی حداكثر 90- 85% از كل سرطان ها را می تواند تشخيص دهد. در حالی كه اكثر قــريــب بــه اتـفــاق حــالــت هــای غـيــر نــرمــال بــا مــامــوگــرافــی قــابـل تـشـخـيـص اسـت ، قـسـمـت كوچكی از حالت های غير نرمال قابل تشخيص نيستند. بعضی مواقع يک بافت غير طيبعی قابل تشخيص نيست ؛ زيرا  آن با دانسيته بافت اطرافش يكی است. هدف ماموگرافی سعی در تشخيص سرطان پستان در خانم ها است ، بدون توجه به علائم آن. اگر بيمار توده يا يک تغيير ديگری در پستـان دارد و جـواب مـاموگرافی منفی است (سرطان يا بافت مشكوک ندارد) بيمار بايد قانع شود كه پيگيری های بيشتر بايد توسط پزشک انجام شود. در موارد شبيه به اين كه توده (Lump) مشكوک نيست ، ممكن است مسئله با معاينات بـالينـی پستـان يا ماموگرافی مجدد بعد از 6 ماه بـــررســـی شـــود. گــزارش مــامــوگــرافــی مـنـفــی (Negative) نبـايـد ايـن طور معنی شود كه هيچ احتمالی برای سرطان وجود ندارد و همچنين به ايـن معنـی نيست كه پستان نرمال است. بيشتر حــــالــــت هـــای غـيـــر طـبـيـعــی تـغـيـيـــراتـــی مـثـــل كلسيفيكاسيون يا  mass دارند. فقط وقتی كه آن ناحيه تغيير مهمی نسبت به ماموگرافی بيماران ديـگـر داشـتـه بـاشـد ، حـالت غير طبيعی گزارش مــــــی‌شـــــود و ايـــــن دلـــيـــلـــــی بـــــرای ضـــــرورت ماموگرافی‌های منظم و مقايسه آن ها با فيلم  های قبلی است.

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

ماموگرافی را می‌توان براساس هدف مورد نظر ، به دو دسته اصلی تقسيم كرد: ماموگرافی برای بيماريابی و ماموگرافی تشخيصی.

ماموگرافی برای بيماريابی
در مـقــايـســه بــا مـعــايـنــه بـالينـی ، مـامـوگـرافـی مـي‌تـوانـد تـعداد بسيار بيشتری از سرطان‌های مهاجم پستان را كه در مراحل اوليه قرار داشته و كوچک و غيرقابل لمس هستند ، تشخيص دهد. هـمـچـنـيـن سـرطان‌هايی كه از نظر ابتلای غدد لنفاوی زير بغل در مراحل مقدماتی قرار دارند نيز با اين روش ، سريع تر قابل تشخيص هستند.

ماموگرافی تشخيصی
در حـال حـاضـر ، عـمـل جـراحی برای تعداد زيادی از سرطان‌های پستان كه در مراحل اوليه (‌‌مــرحـلــه يــک و دو)‌ قــرار دارنــد ، بــه صــورت محافظه‌كارانه صورت می‌گيرد. به همين دليل ، ماموگرافی اهميت بيشتری يافته است ، چرا كه به وسيله آن می‌توان قبل از عمل جراحی متوجه شد كه آيا كانون‌های ديگری از بافت سرطانی در پستان مبتلا وجود دارد يا خير. همچنين درباره وجود يا عدم وجود ضايعه در پستان مقابل نيز اطلاعاتی به دست می‌آيد.

ماموگرافی

عوامل مؤثر بر كيفيت تصوير
1- ساختمان لامپ مولد اشعه ايكس
2- اندازه نقطه كانونی يا قسمتی از هدف كه الـكـترون‌ها روی آن متمركز می‌شوند. هر چه نـقـطـه كـانـونـی بزرگتر باشد، از وضوح تصوير كاسته شده و تصوير، محوتر مي‌شود.
3- فـاصـلـه نـقطه كانونی از عضو مورد نظر. هرچه فاصله كانونی از فيلم بيشتر باشد ، به علت واگرايی اشعه ، بزرگنمايی بيشتر خواهد بود.

از عــوامــل مـهــم ديـگــر مــی‌تــوان بــه جـنـس ، محتويات عضو مورد بررسی و همچنين مقدار اشعه اشاره كرد.
پيشرفت‌های تكنيكی كه در سال‌های اخير حاصل شده است ، بيشتر به سيستم صفحه - ‌فيلم مــربــوط مــی‌شــود. صـفـحــه ، پـرده‌ای اسـت كـه تشديد كننده اشعه بوده و همراه با فيلم ‌امولسيون دوبل به كار می رود. اين تكنيک در مقايسه با روش صنعتی بدون صفحه ، دارای فوايد زير است:
1- بهبود كنتراست و وضوح
2- كاهش زمان قرارگيری در معرض اشعه
3- كاهش مقدار اشعه
4- ظهور خودكار

عامل مهم ديگر مؤثر بر بهبود كيفيت تصوير ، وارد آمدن فشار است. با وارد آمدن فشار روی پستـان ، فاصله فيلم از آن كاسته شده و ضخامت آن در تمامی نواحی ، يكسان می‌شود. همچنين حجم كل پستان به 50 تا 60 درصد حالت طبيعی كاهش می‌يابد. بنابراين مقدار مورد نياز اشعه كمتر شده و ميزان جذب آن نيز يكنواخت می‌شود. با اين روش ، مقدار پراكندگی اشعه و اشعه ثانويه داخل بافت پستان كاهش می‌يابد. براساس نتـايـج آخـريـن تحقيقـات ، بـرای مـامـوگـرافـی صنعتـی يـک تـا چهـار راد ، بـرای تكنيک ‌صفحـه ‌-‌‌‌‌ فيلـم 0/04 تـا 0/08 راد و بـرای زيـرومـاموگرافی 0/3 تا 0/5 راد ، اشعه مصرف می‌شود.

ماموگرافی همراه با بزرگ نمايی كانون‌های كوچک
برای اين بزرگ نمايی ، بايد پارامترهای زير را به طور صحيح و مرتبط با يكديگر انتخاب كرد:
1- اندازه نقطه كانونی مورد بررسی
2- ميزان قدرت تمايز ميان دو نقطه مجاور
3- مقدار هوای موجود ميان فيلم و عضو مورد بررسی
4- كيفيت اشعه ايكس
5- اندازه هدف

اين تكنيک علاوه بر اين‌ كه كيفيت تصوير را از جنبه‌های گوناگون بهبود می‌بخشد ، تصوير محل ضايعه را نيز بزرگ تر می‌كند.
مزايای اين روش ، شامل موارد زير هستند:
1- وضوح تصوير
2- نويز: با وجود بزرگ شدن تصوير ، مقدار نويز آن تغيير نمی كند. بنابراين نسبت به تصوير اوليه ، نويز برابر با توان دوم بزرگ نمايی كاهش می‌يابد.
3- مقدار هوا: هرگاه فاصله ميان عضو و فيلم ، بيش از 15 سانتی متر باشد ، ميزان اشعه پخش شده كاهش يافته و كنتراست فيلم افزايش می‌يابد.
4- درک تصوير: اين روش ضمن ساده تر كردن تشخيص ميكروكلسيفيكاسيون‌ها روی راديوگرام ، افتراق ضايعات خوش خيم و بدخيم را آسان تر كرده و نياز به انجام بيوپسی را كاهش می‌دهد.
در كل ، كيفيت تصوير در اين تكنيک ، به مراتب بهتر از ماموگرافی استاندارد است و اطلاعات بيشتری در اختيار پزشک و پاتولوژيست قرار می‌دهد اما ميزان تابش اشعه در آن سه تا چهار برابر ماموگرافی عادی است. يک سيستم برای طبقه بندی پيشرفت بيماری TNM است كه بر اساس تومور ، غده‌های لنفاوی و متاستاز استوار است. اندازه و وسعت تومور در تعيين مرحله پيشرفت بيماری مؤثر است. در اين نوع رده بندی مرحله صفر تا چهار بر اساس اندازه تومور ، درگيری غده های لنفاوی و متاستاز تعريف شده است.


T شاخص اندازه تومور است.
 TX: يعنی توموری در پستان قابل رديابی نيست.
 T0: توموری در پستان مشاهده نمی شود.
 Tis: سرطان ممكن است LCIS ، DCIS يا بيماری Paget باشد.
 T1: قطر تومور دو سانتی متر يا كمتر است.
 T2: قطر تومور بين دو تا پنج سانتی متر است.
 T3: قطر تومور از پنج سانتی متر بيشتر است.
 T4: فارغ از اندازه ، تومور خود را به ديواره سينه چسبانده و به غده لنفاوی سينه دست اندازی كرده است.


N نشان دهنده درگيری غده های لنفاوی است.
 NX: غده های لنفاوی قابل تشخيص نيستند.
 N0: سرطان به غده های لنفاوی دست اندازی نكرده است.
 N1: سرطان به غده های لنفاوی قابل حركت زير بغل همان سمت پستان درگير دست اندازی كرده است.
 N2: سرطان به غده های لنفاوی زير بغل دست اندازی كرده است.
 N3: سرطان به غده های لنفاوی پستانی و Supraclavicular دست اندازی كرده است.


M نشانه متاستاز است.
 MX: متاستاز قابل تشخيص نيست.
 M0: متاستازی به ساير اندام‌ها مشاهده نمی شود.
 M1: متاستاز به ساير اندام‌ها صورت گرفته است.

ماموگرافی اپتيک Comfort Scan
مـامـوگرافی اپتيک: تكنيكی جديد جهت نشان دادن ضايعات پستان در زنانی كه يافته‌های تصويری مبنی بر حضور ضايعات درجه 4 تا 5 (BIRADS (Breast Imaging Reporting and Data System غير قابل لمس دارند.
هدف اين روش آينده نگر اين است كه كارآمدی تشخيص تصوير برداری به روش جـذب نـور نـزديـک بـه مـادون قـرمز در پستان را در بيماران دارای سيستم اطلاعات و گزارش‌های تصويربرداری پستان BIRADS مبنی بر درجه 4 تا 5 ضايعات غير قابل لمس بر اساس بيوپسی كه به وسيله روش‌های پاتولوژی بعد از بيوپسی هسته ای يا بيوپسی اكسزيونال به عنوان مرجع به دست آمده است بررسی كند.
پستان بيمار در وضعيتی خاص در صفحه ای از ديودهای متصاعد كننده نور قرمز قرار می‌گيرد.
نور عبور داده شده به وسيله يک دوربين CCD دريـــافـــت مـــی‌شـــود. كـــل دوره 1 دقـيـقـــه طـــول می‌كشد. پروسه تصويری ، تصاويری ديناميک تهيه می‌كند كه در مدلی رنگی نشان داده می‌شود تا تغييرات ناشی از گذران زمان در شدت نور گـذر داده شـده را (كـه بـه وسيله تغييرات فشار ايــجـــاد شــده انــد) اصــلاح كـنــد. مـنـحـنــی‌هــای ديـنـامـيـک در دو گـروه طـبـقـه بـنـدی مـی‌شـوند: شدت‌های ثابت كاهش يابنده كه مشكوک به بــدخـيـمــی انــد و شــدت‌هــای افــزايــش يــابـنـده سينوسی كه به عنوان موارد خوش خيم شناخته می‌شوند.  تصويربرداری نوری ديناميک پستان روشی جديد ، كم هزينه و غيرتهاجمی است كه نوع جديدی از اطلاعات را درباره فيزيولوژی ضايعات پستان ارائه می‌دهد. جذب حاصله در نـتـيـجــه هـمــوگلـوبيـن و محصـولات آن اسـت ، بـنـابـرايـن نـتـيـجـه وضـعـيـت عـروقـی تومورهای پستان را نشان می‌دهد.

Mammography
سـرطـان پـسـتـان ، بـعد از سرطان ريه دومين علت مرگ و مير به دليل سرطان در زنان است. مــامــوگـرافـی روش تـصـويـربـرداری اسـتـانـدارد جهانی جهت مشخص كردن و تشخيص دادن تـــومــورهــای پـسـتــان اســت. ســايــر روش‌هــای تصويربرداری مورد استفاده در كنار ماموگرافی و معاينه بالينی ، به طور عمده سونوگرافی و MRI هستند. «سی تی اسكن» و «سنتی ماموگرافی به وسيله ماده حاجب سستاميبی» در بعضی موارد خاص مورد استفاده قرار گرفته اند ، اما به طور معمول انجام نمی گيرند.
يک سيستم تصويربرداری به كمک نور كه تغييرات بسيار جزئی فيزيولوژيک در بافت را تشخيص دهد ، می‌تواند امكانات قراردادی ارزشمندی را به تصوير برداری پستان بيافزايد. به طور كلی ، تصويربرداری اپتيک می‌تواند فعاليت بافتی را به وسيله ضـربانات نور مادون قرمز با چگالی پايين ، در بافت مورد تصويربرداری نشان دهد. مجموعه ای از گيرنده‌ها مقدار نور رسيده به خودشان و زمان گذر اين نور از بافت را ثبت می‌كنند. اين اندازه گيری‌ها ، وسعت اين مسئله كه كدام نور پراكنده شده و كدام نور جذب شده را مشخص می كند. اين تصاوير به علت تغييرات رخ داده به علت حضور خون اكسيژنه يا بدون اكسيژن ، اتفاق می‌افتند.
اطـلاعات جمع آوری شده را می‌توان جهت نشان دادن ميزان اكسيژن رسانی و جريان خون منطقه مورد مطالعه ، استفاده كرد. اطلاعات فيزيولوژيک مستقيماً وابسته به ميزان رگ دار بودن تومور و نيز مقادير اكسيژن آن است و همه اين‌ها به روشی كم هزينه ، غير يونيزه و غيرتهاجمی به دست آمده است. تظاهرات اصلی اين روش ، اطلاعاتی فضايی - محدود به علت انتشار ذرات نور هستند كه تصاويری دارای وضوح بالا از عروق خونی پستان به دست می‌دهند و طيفی از اطلاعات را فراهم می‌كند كه اجازه اندازه گيری عملی اكسيژن رسانی ، غلظت هموگلوبين و محتوای آبی و چربی بافت را مقدور می سازند. بدخيمی‌ها به طور عمده دارای حجم بيشتر خون هستند در حالی كه بافت‌های خوش خيم خون كمتر و نيز خون اكسيژنه كمتری دارند.
هردو اين نشانه‌ها را می‌توان با روش تصويربرداری اپتيک مشخص نمود. وقتی يک طول موج منفرد مورد استفاده قرار می‌گيرد ، مقدار جذب نوری كه نشان دهنده ميزان رگ دار بودن تومور است می‌توان ارزيابی كرد. بنابراين ، اين تكنيک می تواند اطلاعات اضافی درباره تشخيص و مشخص كردن ضايعات پستان از طريق افزايش ميزان عروق، فراهم آورد. نواحی بافتی هيپوكسيک ، قوياً نشان دهنده حضور يک بدخيمی زمينه ای هستند. 
MRI پستان همين اطلاعات را فراهم می‌آورد اما هزينه بسيار بيشتری دارد. اين روش قطعـی در بسيـاری از مطـالعـات استفـاده شـده اسـت. تصـويـربرداری اپتيک به وسيله مـامـوگـرافـی و يـافتـه‌هـای سـونـوگرافی اصلاح شده است و تأييد به وسيله پاتولوژی نيز انجام گرفته است. با اين حال ، اين مطالعات به طور خاص بر روی مطالعه ضايعات غير قابل لمس پستـان بـه وسيلـه تصـويـربـرداری اپتيـک تمـركز نداشته اند.
در مـــيــــــان انــــــواع مـــخـــتـــلــــــف روش‌هــــــای تصـويـربـرداری اپتيـک پستـان كـه امروزه تحت مطـالعـه هستند ، تصويربرداری اپتيک ديناميک پستان ، روشی نوآورانه برای مشخص ساختن و تشخيص عروق در ضايعات پستان است.
نوری نزديک به نور مادون قرمز محدوده 640 نـانـومتـر بـه وسيلـه ديـودهـای متـوسط 127  نور (LED) منتشر شده و در بافت پستان نفوذ كرده و پـخــش مــی‌شــود. تـنظيـم LED جهـت بـه دسـت آوردن بيشترين ميزان شدت نور در منطقه مورد نـظـر ، بـر اسـاس مـحـل ضـايـعـه طـبـق يـافـتـه‌های ماموگرافی يا سونوگرافی صورت می گيرد. يک فلش از محل نوک سينه تا منطقه مورد نظر كشيده مـی‌شـود تـا مـحـل ضـايـعـه مـشخص شود. تمام تـنـظـيـمـات بـر اساس بهترين انتشار نور مادون قـرمز و بهترين ميزان جذب صورت می‌گيرد. يک سيستم دوربينی سيگنال‌های متصاعد شده از سـطـح پـسـتـان را دريـافـت مـی‌كـنـد تا تصوير ديجيتال پستان را در زمان پروسه تصويربرداری تشكيل دهد (اندازه هر پيكسل 4763/0  ميليمتر) چندين تصوير در هر ثانيه به وسيله دوربين CCD بــرای حـدود 45 ثـانـيـه ثـبـت مـی‌شـود و جـهـت درمان‌های تصويربرداری بعدی استفاده شود. زمان كل پروسه صورت گرفته 70 ثانيه است.
در پايان انجام اسكن ديناميک نوری ، سه نوع مختلـف از تصـويـر در صفحـه مـانيتـور دستگـاه نشان داده می‌شود.
بـيـولـوژی مـولكولی شامل فاكتورهای رشد عروقی است كه مسئول تكامل استرومای غير طـبـيعی عروق تومور می‌شوند. تشكيل عروق جـديـد ، يـكـی از نشانه‌های فعال بودن مولكول است و به دقت نمايانگر مرحله مولكولی حاضر و توانايی تهاجمی بودن ضايعات بدخيم است. تـصـويـربرداری از تشكيل عروق جديد اصولا نيازمند پروسه‌های راديولوژيک تهاجمی مثل آرتـريـوگـرافـی پـركـوتـانـه پـس از كـاتتريزاسيون عروق محيطی يا آنژيوگرافی به وسيله سی تی اسكن و MRI پس از تزريق داخل وريدی يک ماده حاجب مناسب است.
به علاوه در تمام مواردی كه يک ماده حاجب استفاده می‌شود ، بايد يک رگ مناسب محيطی را تعبيه نمود كه جدا از آزاردهنده بودن موضوع ، هزينه‌های اين روش‌ها و نيز موارد ممنوعيت خاص مانند آلرژی يا ترس از اين روش‌ها ، منجر به انجام اين پروسه‌ها به گونه ای غير ايده آل شده است.


اخيـراً مـامـوگـرافـی بـه روش نـوری بـه عنـوان يـک روش بـالقـوه و نـوآورانه جهت تصويربرداری و هدف قرار دادن و تشخيص و در صورت امكان مشخص كردن نوع استرومای عروقی بافت‌های طبيعی و غير طبيعی به كار گرفته شده است. در موجود زنده (invivo) و در آزمايشگاه (ex vivo). مطالعات بی شماری صورت گرفته اند تا اعتبار و سهولت اين روش را بررسی و حساسيت آن را ارزيابی كنند. در موجودات زنده ، روش تصويربرداری نوری به ميزان گسترده ای در ضايعات بافت پستان به كار گرفته شده است. علت اصلی اين امر ، حجم كوچک پستان و سطحی بودن نسبی ضايعات در مقايسه با ساير ارگان‌های عميق داخل شكم است. زيرا نور هرگز نمی تواند به راحتی به هدف‌های عمقی نفوذ كند و هموگلوبين شدت كافی را حفظ كند. ماموگرافی اپتيک تقريباً به ميزان گسترده ای از تشعشع نور مادون قرمز (طيف 640 تا 800 نانومتر) استفاده می‌كند. عروق خونی و نواحی غني از رگ ، تصاوير دارای كنتراست نوری بالا ايجاد می‌كنند كه علت اين مسئله جذب افزايش نور مادون قرمز است و لذا در نهايت شكل فضايی منحصری ايجاد می‌كنند. الگوريتم‌های مختلف آناليز كمی تصاوير اخذ شده را مقـدور كـرده انـد (چـه استـاتيـک و چـه ديناميک) كه پايه اصلی اين‌ها تخمين غلظت هموگلوبين و اكسيژن دار بودن است كه يک سری اطلاعات رنگی را می‌دهد.
امروزه تحقيقات نقش مطمئن ماموگرافی را ثابت كرده اند كه به تنهايی يا در تركيب با امكانات تصويربرداری تهاجمی يا غير تهاجمی مانند سونوگرافی يا MRI به كار گرفته شده است. اگر چه مطالعات زيادی كه بر اساس تصويربرداری نوری مادون قرمز پستان در بيماران دارای ضايعات پستان با درجه 4 و 5 BIRADS باشد وجود ندارد. اين نتايج منعكس كننده انجام تصاوير نوری بر اساس سه مرحله متفـاوت از آنـژيوژنز تومور بود. تشخيص كار سينوم داخل مجرايی بسيار سخت بود كه علت آن فاكتورهای متعددی است با ضايعه بدخيم كه به غشای پايه محدود باشد. ممكن است به طور اوليه ساختار فيزيكی را تحت تأثير قرار ندهد ، در حالی كه ضايعات مهاجم تر اين كار را می‌كنند. عـامـل ديگـر احتمـالا اين است كه آنژيوژنز در مـراحـل ابتـدايـی كـارسينـوم داكتال در جا يعنی زمـانـی كـه تـومـور محـدود بـه مجرا است كمتر پيشرفت كرده است.
نتايج اوليه تحقيقات نشان دهنده اين مسئله است كه ماموگرافی اپتيک ديناميک يک روش نوآورانه ، ساده ، قابل تحمل و عاری از يونيزه كردن بافت است كه می‌تواند در كشف نواحی پستان هيپرمتابوليک و هيپوكسيک كه مشكوک به بدخيمی (توده‌های غير قابل لمس در موارد 4 DCIS و 5) هستند مورد توجه قرار گيرند. با اين حــال ، بـهـبــود بـخـشـيــدن تـكـنـيــک در آيـنـده و مطالعات بيشتر مورد نياز است تا هر گونه كاربرد بالينی محتمل را شرح دهند.

 

منبع: ماهنامه مهندسی پزشکی

 


نوشته شده در تاريخ جمعه 08 دی 1391 توسط maghaleh1

 

ترمومتر (Thermometer) وسيله‌ای است که درجه حرارت را اندازه‌گيری می‌کند و برای مقاصد مختلفی به کار می‌رود. کلمه ترمومتر از 2 جزء کوچک‌تر گرفته شده است. «Thermo» از کلمه يونانی به معنای «گرما» و «meter» از کلمه ديگر يونانی به معنی «اندازه‌گيری».
يک ترمومتر دو جزء مهم دارد. اول حسگر حرارتی (به طور مثال برآمدگی انتهای ترمومتر مرکوری) که در رخدادهای حرارتی تغيير می‌کند و دوم ، بعضی وسايل تبديل اين تغييرات حرارتی به يک مقياس (مانند شاخص‌ها در ترمومتر مرکوری).

Thermometer

 

انواع ترمومتر
در بخش بهداشت و درمان ، ترمومتر جهت اندازه‌گيری دمای بدن مورد استفاده قرار می‌گيرد که شامل انواع ذيل است:

1) ترمومترهای دهانی که در زير زبان قرار می‌گيرند.

2) ترمومترهای مقعدی که در داخل رکتوم جای می گيرند.

3) ترمومترهای چندمنظوره که می‌توانند با قرارگيری در مناطق مختلف بدن مانند زير زبان ، رکتوم يا زير بغل ، دمای بدن را محاسبه نمايند.

4) ترمومترهای گوشی که در داخل مجرای گوش خارجی قرار می‌گيرند.

5) ترمومترهای پايه‌ای (Basal): اين ترمومترها بسيار حساس هستند و با قرارگيری در زير زبان و يا داخل رکتوم ، تغييرات بسيار اندک دمای بدن را محاسبه می‌نمايند. اين ترمومترها به طور شايع ، در تعيين زمان تخمک‌گذاری در خانم‌ها مورد استفاده واقع می‌شوند.
 
ترمومترهای دهانی و مقعدی ، از يک لوله شيشه‌ای بسته تشکيل می‌گردند که حاوی يک مايع مانند جيوه است. ارقام درج شده روی لوله ، معرف مقياس‌های مربوط به اندازه‌گيری دما می‌باشند.
با افزايش يا کاهش دما ، جيوه دچار انبساط يا انقباض گرديده و با حرکت رو به بالا يا پايين در داخل مسير بسيار باريک خود ، ميزان تغييرات دما را مشخص می‌کند.
يک ناحيه تنگ در ابتدای مسير لوله امکان حرکت رو به بالاي جيوه را فراهم ساخته ولی از بازگشت سريع جيوه به داخل مخزن جلوگيری می‌کند. پس از استفاده ، تکان دادن ترمومتر منجر به بازگشت جيوه به داخل مخزن می‌شود.
ترمومتر بايد در حدود 4 دقيقه در تماس مستقيم با مخاط مربوطه قرار گيرد. تعيين درجه حرارت از راه مقعدی ، به طور معمول اندکی دقيق‌تر از روش دهانی است.
ترمومترهای جديد ابداعی امکان ارايه درجه حرارت با سيستم ديجيتالی را به منظور تسهيل در خواندن دما دارا می‌باشند. در عين حال اين ترمومترها دارای ويژگی‌های ديگری از قبيل توليد صدا در پايان اندازه‌گيری دما و يا دارا بودن لوله‌های قابل انعطاف ‌به منظور جلوگيری از شکستن می‌باشند.

ترمومترهای گوشی
اين دسته از ترمومترها ضمن قرارگيری در مجرای گوش خارجی ، با محاسبه ميزان اشعه مادون ‌قرمز ساطع شده از سطح پرده گوش (Tympanic embrane) ، دمای بدن را اندازه‌گيری می‌نمايند. ويژگی کليدی اين ترمومترها ، قابليت محاسبه دمای بدن در زمانی معادل دو الی سه ثانيه می باشد که بسيار کاربردی است و در مواردی که کودکان به علت تب ، آژيته‌ می‌باشند ، به طور سريع و دقيقی دمای بدن را نشان می‌دهند. البته لازم به توضيح است که دقت اين نوع ترمومترها به وسيله برخی پزشکان مورد ترديد واقع شده و ممکن است بيشتر به عنوان يک اقدام تکميلی در کنار دماسنج‌های دهانی يا مقعدی مورد استفاده قرار گيرند.
ترمومترهای پايه‌ای همان‌طور که اشاره شد ، اين ترمومترها قادر به محاسبه تغييرات اندک درجه حرارت بدن به منظور تعيين زمان تخمک‌گذاری در خانم‌ها می‌باشند و از اين روش می‌توان به عنوان يکی از راه‌کارهای جلوگيری از بارداری استفاده نمود.
البته بانوانی که مايل به باردار شدن می‌باشند نيز از اين نوع ترمومترها به عنوان بهترين زمان برای لقاح بهره می‌برند.

نحوه محاسبه درجه حرارت

دمای طبيعی بدن انسان در حدود 6/98 درجه فارنهايت می‌باشد ، اگرچه در طول شبانه‌روز در حد فاصل 97 تا 99 درجه فارنهايت متغير است. دمای بدن در آغاز روز ، زمانی که فرد از خواب بيدار می‌شود ، دمای پايه‌ای محسوب می‌شود. زمانی که دمای بدن از 103 درجه فارنهايت در اطفال و يا105-104 درجه فارنهايت در بزرگسالان بالاتر برود ، بايد با پزشک مشورت شود. علاوه بر مقياس فارنهايت ، برخی ترمومترها بر پايه درجه‌بندی سانتی گراد تنظيم گشته‌اند. مقياس فارنهايت ، به سادگی با کسر عدد 32 و سپس ضرب نمودن عدد به دست آمده در 9/5 ، قابل تبديل به سانتی‌گراد است. بر اين اساس درجه حرارت طبيعی بدن 37 درجه سانتی‌گراد ، معادل 6/98 درجه فارنهايت خواهد بود.

اختراع ترمومتر
ابداع اين وسيله به منجم و فيزيکدان نامدار ايتاليايی ، گاليله ‌(1642-1564) نسبت داده می‌شود. در وسيله ابتدايی که گاليله در سال 1592 طراحی نمود ، تغييرات درجه حرارت در داخل لوله شيشه‌ای معکوس ، موجب انبساط و يا انقباض هوای درون آن گرديده و اين امر باعث حرکت يک مايع در طول لوله می‌گشت. فيزيکدان آلمانی ، دانيل گابريل فارنهايت (1736-1686) ، ترمومتر دقيق جيوه‌ای را با معيار استاندارد جديدی اختراع نمود که اکنون به نام خود وی ثبت گرديده است. اولين تقسيم‌بندی سانتيگراد (متشکل از 100 درجه) در سال 1742 به وسيله ستاره‌شناس سوئدی ، آندرس سلسيوس (1744-1701) طراحی گرديد. اين معيار تا سال 1948 که به افتخار خود وی به سلسيوس تغيير نام يافت تا آن زمان سانتی‌گراد خوانده می‌شد.

 


.: Weblog Themes By Pichak :.


----------------- --------------------------

صفحه قبل1...5960616263...73صفحه بعد

  • اس ام اس عاشقانه
  • گوگل رنک
  • 💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران